ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

516

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) دوست مىدارد كه همواره تن درست باشد و بيمار نشود ؟ گفتيم ما چنين مىخواهيم ، فرمود خاموش ! و نشان ناراحتى در چهرهء آن حضرت ديديم ، سپس فرمود آيا دوست مىداريد كه همچون خر چموش باشيد ؟ گفتيم نه ، سپس فرمود آيا دوست مىداريد كه گرفتار باشيد و گرفتارى مايهء كفارهء شما باشد ؟ گفتيم آرى . حضرت ختمى مرتبت فرمود به خدا سوگند كه خداوند مؤمن را گرفتار مىفرمايد و مىآزمايد و اين را فقط براى گرامى داشت او انجام مىدهد و مؤمن را در پيشگاه خدا منزلتى است كه با عمل خود به آن منزلت نمىرسد مگر آنكه چندان گرفتار شود كه بدان وسيله به آن منزلت برسد . عبد الله بن يزيد پدر عبد الرحمان مقرى ، از ابن لهيعه از حارث بن يزيد حضرمى از كثير اعرج ، از ابو فاطمه كه از اصحاب رسول خدا بوده است ما را خبر داد كه مىگفته است * حضرت به من فرمودند پس از من فراوان سجده كن كه هر كس براى خدا يك سجده كند حق تعالى او را در بهشت يك درجه بالا مىبرد و در اثر آن سجده يك خطاى او را مىبخشد . ابو جمعة از اصحاب رسول خداست كه نخست در شام مىزيست و سپس به مصر كوچ كرد و آنجا ساكن شد و حديثهايى از رسول خدا نقل كرده است . محمد بن مصعب قرقسانى ، از اوزاعى ، از اسيد بن عبد الرحمان ، از خالد بن دريك ، از عبد الله بن محيريز ما را خبر داد كه مىگفته است * به مردى از اصحاب رسول خدا ( ص ) كه گمان مىكنم كنيه‌اش ابو جمعه بود گفتم براى ما حديثى را كه از پيامبر شنيده باشى نقل كن ، گفت حديث پسنديده‌يى براى تو مىگويم . همراه رسول خدا ( ص ) چاشت مىخورديم ، ابو عبيدة بن جراح هم با ما بود ، از رسول خدا پرسيديم آيا كسى بهتر از ما هست ؟ كه ما همراه شما مسلمان شديم و همراه شما هجرت كرديم . فرمود آرى گروهى از امت من كه پس از من مىآيند و به من ايمان مىآورند .