ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

507

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) عبد الله بن صالح از ليث بن سعد ، از يزيد بن ابى حبيب ، از سويد بن قيس تجبيبى از زهير بن قيس بلوى ، از علقمه بن رمثه بلوى ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) عمرو عاص را به بحرين گسيل فرمود ، پس از آن پيامبر ( ص ) به جنگى رفت و ما هم همراهش بوديم . پيامبر ( ص ) لحظه‌يى چرت زد و چون بيدار شد فرمود « خداى عمرو را رحمت فرمايد » ما نام همه كسانى را كه عمرو بودند به نظر آورديم ، پيامبر دوباره چرت زد و چون بيدار شد فرمود « خداى عمرو را رحمت فرمايد » . پيامبر ( ص ) براى بار سوم چرت زد و چون بيدار شد همانگونه فرمود ، پرسيديم اى رسول خدا كدام عمرو را در نظر داريد ؟ فرمود عمرو عاص را ، گفتند او را چه كارى پيش آمده است ؟ فرمود اين موضوع را به ياد آوردم كه هر گاه مردم را براى پرداخت زكات فرا مىخوانم يا براى جمع آورى زكات گسيل مىدارم ، عمرو عاص اموال فراوانى مىآورد و چون از او مىپرسم اين از كجا براى تو فراهم شده است ؟ مىگويد از سوى پروردگار ، و عمرو راست مىگويد كه او را در پيشگاه خداوند خير بسيارى است . ابو بكر - كنيهء يكى از نقل كنندگان - مىگويد زهير بن قيس در دنبالهء اين سخن مىافزود كه علقمه مىگفته است چون فتنه در گرفت با خود گفتم بايد از كسى پيروى كنم كه رسول خدا ( ص ) درباره‌اش چنان فرموده‌اند ! و از عمرو عاص جدا نشدم ! « 1 » ابو زمعة بلوى از گفتهء حسان بن غالب مصرى ، از ابن لهيعه ، از عبد العزيز بن عبد الملك بن مليل مرا خبر دادند كه مىگفته است * چون مرگ ابو زمعه بلوى كه از اصحاب پيامبر ( ص ) بود در منطقهء افريقيه فرا رسيد به ياران خود گفت چون مرا به خاك سپرديد گورم را هموار و بدون برجستگى و نشان قرار دهيد .

--> ( 1 ) گويا اين مرد دربارهء امير المؤمنين على عليه السلام اين حديث را نشنيده است كه رسول خدا فرموده‌اند « على همواره همراه حق و حق همواره همراه على است » كه آن را ترمذى و حاكم و خطيب و هيثمى و متقى و گروهى ديگر از محدثان بزرگ آورده‌اند .