ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
34
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) گويد وكيع بن جراح ، از گفتهء سفيان ، از اغرّ منقرى ، از خليفة بن حصين ، از خود قيس بن عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است * چون مسلمان شده و به حضور رسول خدا رفته است . آن حضرت او را فرمان داده است كه با آب آميخته با سدر خود را بشويد و غسل كند . گويد خلاد بن يحيى ما را خبر داد و گفت سفيان ثورى ما را گفت كه من از گفتهء مردى شنيده و دانستم كه * پيامبر ( ص ) دربارهء قيس بن عاصم فرموده است : « اين سرور بياباننشينان است » . گويد عبد الوهاب بن عطاء عجلى ، از گفتهء شعبه ، از قتاده ، از مطّرف ، از گفته حكيم پسر قيس ما را خبر داد كه گفته است * قيس بن عاصم به هنگام مرگ پسران خود را چنين وصيت كرده است : « اى پسران من ! بزرگتر خود را سرور خويش قرار دهيد كه چون قومى بزرگتر خويش را سرور خود قرار دهند پدر خود را جانشين فراهم آوردهاند و اگر كوچكتر را سرورى دهند براى آنان در نظر همپايگان زيان بخش و ناپسند است . و بر شما باد به گرد آورى مال و درست به كار بردن آن كه ثروت مايه جلال و ابهت در نظر گرانمايگان و بىنيازى از فرومايگان است و از چيزى خواستن از مردم سخت پرهيز كنيد كه اين كار بايد آخرين چاره سازى باشد - فقط به هنگام ناچارى و درماندگى رواست . و بر من موىگرى مكنيد كه بر مرگ رسول خدا مويهگرى نشد . و مرا جايى به خاك مسپريد كه قبيلهء بكر بن وائل آگاه شوند كه به روزگار جاهلى پيوسته با ايشان در ستيز بودهام . زبرقان بن بدر بن امرئ القيس ابن خلف بن بهدلة بن عوف بن كعب بن سعد بن زيد منات بن تميم . نام اصلى زبرقان ، حصين و شاعرى بسيار زيبا بوده است و او را ماه نجد مىگفتهاند . زبرقان همراه نمايندگان قبيلهء بنى تميم بود كه به حضور پيامبر آمدند . زبرقان مسلمان شد و پيامبر ( ص ) او را به سرپرستى زكات قوم خودش كه تيره سعد بن زيد مناتاند گماشت ، و هنگامى كه رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود او همچنان بر سر آن كار بود و چون اعراب از دين برگشتند و از پرداخت زكات خوددارى كردند زبرقان بر آيين اسلام پايدار ماند و زكات قوم خويش را گرفت و به ابو بكر صديق رساند . او ساكن سرزمين بنى تميم در صحراى بصره بود و فراوان به بصره مىآمد .