ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

498

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) پايان عمر گرفتار اختلاط حواس گرديده است . او در پايان سال دويست و شانزده به روزگار خلافت مأمون درگذشته است . حجاج بن محمد اعور كنيه‌اش ابو محمد و آزاد كرده و وابسته سليمان بن مجالد است كه خود سليمان آزاد كرده و وابستهء ابو جعفر منصور عباسى است ، حجاج از مردم بغداد است كه همراه همسر خود به مصيّصة كوچ كرده و سالهاى بسيار مقيم آن شهر بوده است . حجاج سپس به بغداد برگشته است و به سال دويست و شش به روزگار خلافت مأمون عباسى در بغداد درگذشته است . حجاج محدثى مورد اعتماد بوده و حديثهاى بسيارى از ابن جريج و جز او روايت كرده است . حافظهء او به هنگام برگشتن به بغداد دگرگون شده بود و بر همان حال درگذشت . محمد بن يوسف فريابى كنيه‌اش ابو عبد اللّه و شاگرد سفيان ثورى كه خدايش رحمت كناد بوده است . حنينى مدنى نامش اسحاق و نام پدرش ابراهيم است . آدم بن ابى اياس كنيه‌اش ابو الحسن و از آزادشدگان مردم خراسان و از شهر مرورود بوده است ، او در بغداد به آموزش حديث پرداخت و از شعبه احاديث صحيح فراوانى شنيد و سپس از بغداد كوچ كرد و در عسقلان « 1 » ساكن شد و همان جا به ماه جمادى الآخره سال دويست و بيست هجرى به روزگار

--> ( 1 ) از شهرهاى ساحلى فلسطين كه به عروس شام مشهور بوده است . در جنگهاى صليبى بسيار آسيب ديد و دربارهء آن و خوبىهايش حديثهايى نقل كرده‌اند . به معجم البلدان ، ج 6 ، ص 174 مراجعه شود .