ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
493
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) گويد ، عبد اللّه بن جعفر رقى ما را خبر داد و گفت محل تولد ابو مليح شهر رقه و از بردگان آزاد كرده و وابستهء عمر بن هبيرة فزارى و روايت كنندهء روايات ميمون بن مهران بوده است . ابو المليح در فاصلهء ميان نماز مغرب و عشاء كنار منبر مسجد در كمال خضوع نماز مىگزارد ، او به سال يكصد و هشتاد و يك به روزگار حكومت هارون در نود و پنج سالگى درگذشت . گويد سليمان بن عبيد اللّه انصارى رقّى ما را خبر داد و گفت ابو المليح را ديدم كه موهاى خود را با حنا خضاب مىبست . عبيد اللّه بن عمرو بن ابو الوليد اسدى كنيهاش ابو وهب و از آزاد كردگان و وابستگان قبيلهء اسد بوده است ، او محدثى مورد اعتماد و راستگو و پر حديث بوده و با اين همه گاهى در حديثهاى خود گرفتار اشتباه مىشده است ، او نسبت به رواياتى كه از عبد الكريم جزرى نقل مىكرده است از همگان گوى سبقت برده است . به روزگار او هيچ كس را ياراى ستيز و خرده گيرى نسبت به فتواهاى او نبوده است . او به سال يكصد و هشتاد و روزگار حكومت هارون در شهر رقه درگذشته است . ابو عطوف نامش جراح و نام پدرش منهال و در حديث ضعيف بوده است . مروان بن شجاع كنيهاش ابو عمرو و آزاد كرده و وابستهء مروان بن محمد بن مروان بن حكم و از مردم حرّان و محدثى مورد اعتماد و راستگو و روايت كننده روايات خصيف بوده است و به همين سبب او را خصيفى مىگفتهاند . او همراه أمير المؤمنين موسى - هادى - و فرزندان او به عنوان آموزگار ايشان به بغداد آمده است و در همان شهر به سال يكصد و هشتاد و چهار به روزگار خلافت هارون درگذشته است .