ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
482
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) هشام بن عمّار از مردم دمشق و راوى روايات وليد بن مسلم بوده است . على بن عياش حمصى كنيهاش ابو الحسن بوده و از جرير بن عثمان و شعيب بن ابى حمزه روايت كرده است . يحيى بن صالح وحاظى حمصى كنيهاش ابو زكريا بوده و از سعيد بن عبد العزيز و يحيى بن حمزه روايت كرده است . حجاج بن ابى منيع نام ابو منيع يوسف و پسر عبيد الله بن ابى زياد آزاد كرده و وابستهء عبدة دختر عبد الله بن يزيد بن معاوية بن ابى سفيان است . اين عبدة كه همسر هشام بن عبد الملك بوده است با عبيد الله بن ابى زياد خواهر شيرى هم بوده است . هنگامى كه زهرى در رصافه پيش هشام بن عبد الملك آمد و پيش از آن بيست سال و چند ماه كم ميان آنان زندگى مىكرد در نتيجه عبيد الله بن ابى زياد ملازم زهرى بود و دانش و كتابهاى او را شنيد و خواند و سپس پسرش يوسف از او شنيد و حجاج از پدر شنيد و بهرهمند شد و اين در پايان حكومت ابو جعفر منصور بوده است . حجاج مىگفته است من نوشتهها و كتابها را پيش او مىبردم و او آنها را براى مردم مىخواند . حجاج مىگفته است * عبيد الله بن ابى زياد به سال يكصد و پنجاه و هشت يا پنجاه و نه در هشتاد و چند سالگى در گذشت و در آن هنگام موهاى سرش سياه و انبوه و موهاى ريش او سپيد و انبوه بود . كنيه حجاج ابو محمد بوده است و در ماه جمادى الاولى سال دويست و شانزده مىگفته است اينك هفتاد و شش سالهام .