ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

479

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) كنار زد و گفت ولى زير جبه من پيراهن نيست . سپس از داود پرسيد تو را به خدا سوگند مىدهم آيا اين طيلسان كه بر دوش دارى از خود تو است ؟ داود گفت آرى . سويد گفت و به خدا سوگند اين طيلسان كه بر تن من مىبينى از من نيست و عاريه است . آيا با اين وضع نبايد عهده‌دار قضا شوم ، به خدا سوگند اگر مرا به سرپرستى بيت المال كه بدتر از قضاوت است مىگماردند آن را بر عهده مىگرفتم . عبد الملك بن محمد برسمى از قبيله حمير و همان ابو زرقاء است . محمد بن حرب ابرش خولانى كنيه‌اش ابو عبد الله است و گاهى قاضى دمشق بوده است . وليد بن مسلم كنيه‌اش ابو عباس است . ابو عبد الله شامى ما را خبر داد و گفت * وليد بن مسلم از بردگان بود و در خمس غنيمتها قرار گرفت و بردهء خاندان مسلمة بن عبد الملك شد . و چون عباسيان به خلافت رسيدند و به شام آمدند بردگانى را كه در سهم خمس بودند و جز ايشان را به بردگى خويش گرفتند ، وليد بن مسلم و افراد خانواده‌اش در سهم صالح بن على قرار گرفتند ، صالح آنان را به پسر خود فضل بخشيد و فضل آنان را آزاد ساخت . وليد بن مسلم سوار شد و پيش خاندان مسلمة رفت و خود را از ايشان خريد . سعيد بن مسلمة بن عبد الملك مرا خبر داد و گفت * وليد بن مسلم پيش من آمد و اقرار به بردگى كرد و من او را آزاد ساختم . وليد بن مسلم برادرى به نام جبله داشت كه در شام داراى قدر و منزلت بود . وليد محدثى مورد اعتماد و پر حديث و بسيار عالم بود . او به سال يكصد و نود و چهار به روزگار حكومت امين حج گزارد و هنگام برگشت پيش از رسيدن به دمشق ميان راه در گذشت .