ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
463
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) كس ديگرى جز او گفت كه مكحول به سال يكصد و سيزده درگذشته است . حريش بن قاسم مىگفت خالد بن يزيد بن ابى مالك مىگفت * پدرم روز مرگ مكحول كه به سال يكصد و دوازده بود مرا پشت سر خود بر مركوبش سوار كرد . رجاء بن حيوة در اردن ساكن بود و محدثى مورد اعتماد و عالم و فاضل و بسيار دانش شمرده مىشد . محمد بن عبد اللّه انصارى ، از گفتهء ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * رجاء بن حيوه حديث را حرف به حرف - بدون فزونى و كاستى - نقل مىكرد . سليمان پدر داود طيالسى از گفتهء شعبه ، از محمد بن عبد اللّه بن ابى يعقوب ما را خبر داد كه مىگفته است * مردى ضمن بيان حديثى مىگفت كنيه رجاء بن حيوه ابو نصر بوده است . سليمان بن حرب از جرير بن حازم ما را خبر داد كه مىگفته است * رجاء بن حيوه را ديدم كه موهاى سرش قرمز و موهاى ريشش سپيد بود . « 1 » خالد بن معدان كلاعى محدثى ثقه بوده است . قبيصة بن عقبه از گفته سفيان از ثور ما را خبر داد كه خالد بن معدان مىگفته است * هيچ موجودى در دريا و خشكى نيست كه مرا از مرگ برهاند ، اگر مرگ نشانهيى مىبود كه به سوى آن بدوند و مسابقه دهند من نخستين كس بودم كه به سوى آن پيشى مىگرفتم مگر اينكه كسى با فزونى نيروى خود بر من پيشى گيرد . ابو يمان از صفوان بن عمرو نقل مىكرد كه مىگفته است * بر پيشانى خالد بن معدان نشان سجده ديده است .
--> ( 1 ) آيا اين رجاء بن حيوة همان دولتمرد امويان است كه مهردار و دبير سليمان بن عبد الملك بوده است و در ترجمهء اخبار الطوال در ص 372 و تاريخ طبرى ، ج 6 ، صص 156 ، 181 ، 466 ، 550 چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، بيروت از او و اهميت او سخن رفته است ؟ !