ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

454

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) چنين گفت ، پروردگارا امروز بهترين و فاضل‌ترين خود را در پيشگاه تو شفيع مىآوريم . پروردگارا ما يزيد بن اسود جرشى را شفيع قرار مىدهيم ، سپس افزود كه اى يزيد دستهاى خود را به پيشگاه پروردگار بلند كن ، يزيد دستهاى خود را برافراشت و مردم هم چنان كردند . به زودى از سوى باختر ابرى برخاست و باد وزيدن گرفت و چندان آب فرو ريخت كه نزديك بود از فراوانى باران مردم به خانه‌هاى خود نرسند ! ! « 1 » شرحبيل بن سمط يزيد بن هارون ، از جرير بن عثمان ، از عبد الرحمان بن ابى عوف جرشى ، از عبد اللّه بن يحيى هوزنى ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه حبيب بن مسلمه فهرى در تشييع جنازه شرحبيل شركت كردم ، او كسى بود كه به روزگار حكومت عثمان بن عفان زمينهاى حمص را براى بار دوم يا آخرين بار تقسيم نموده بود ، گويد حبيب بن مسلمه فهرى جلو آمد و او چنان بلند بالا بود كه گويى سوار بر اسب است و به ما گفت بر جنازه اين برادرتان نماز بگزاريد و با جديت او را دعا كنيد - براى او آمرزش بخواهيد - و از جمله دعاهاى شما اين جملات باشد كه خدايا اين روح پاك بر آيين حنيف و مسلمان را بيامرز و او را از آنانى قرار بده كه توبه كرده و از راه تو پيروى نموده‌اند و او را از عذاب آتش و دوزخ محفوظ بدارد « 2 » ، سپس گفت از خداوند طلب يارى و پيروزى بر دشمن بخواهيد . ابو سلام اسود او از حمص به دمشق كوچ كرد و مىگفت در دمشق بركت دو برابر مىشود . كعب الاحبار بن ماتع

--> ( 1 ) ابن اثير مىگويد برخى گفته‌اند يزيد صحابى بوده است ولى ثابت نشده است ، ياقوت در معجم البلدان ذيل كلمهء جرش نوشته است : ضحاك بن قيس در جنگ مرج راهط او را به دعاى باران واداشت و يزيد همراه او در آن جنگ كشته شد . ( 2 ) برگرفته از بخشى از آيه هفتم ، سورهء چهلم - مؤمن است .