ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
449
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) از گفتهء ابو يمان از جرير بن عثمان از سليم بن عامر مرا خبر دادند كه مىگفته است * از آغاز اسلام از آن استقبال كردم و همواره ميان مردم نكوكار و تبهكار مىبينم . محمد بن سعد مىگويد ، از عبد الله بن صالح ، از معاوية بن صالح مرا خبر دادند كه * ابو الزاهريه و ابن جبير مىگفتهاند هرگز نديديم كه جبير در انجمن قوم خود بنشيند . سفيان بن وهب خولانى ، عمر بن خطاب را ديده است . ذو الكلاع نامش سميفع و نام پدرش حوشب است . يزيد بن عميرة زبيدى برخى از اهل نظر او را از قبيلهء كلب دانستهاند ، او شاگرد و پيوسته به معاذ بوده و گاه ابو بكر و عمر را مىديده و ان شاء اللّه مورد اعتماد بوده است . عبد الرحمان بن غنم بن سعد اشعرى ان شاء اللّه مورد اعتماد بوده است ، عمر بن خطاب او را براى آموختن فقه به مردم شام به آنجا گسيل داشت ، او معاذ بن جبل را ديده و از او روايت كرده است . پدرش : غنم بن سعد از كسانى است كه از اشعرىها همراه ابو موسى به حضور پيامبر ( ص ) رسيدند ، غنم با پيامبر مصاحبت داشت و پس از ايشان در يكى از جنگها كشته شد .