ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

429

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) و چنان پاداشى خواهد بود و سپس فرمود براى تو نامه‌يى مىنويسم و سفارش تو را به پيشوايان مسلمانان كه پس از من باشند خواهم نمود . گويد آن حضرت براى من نامه‌يى نوشت و آن را مهر فرمود . پس از رحلت رسول خدا آن نامه را پيش ابو بكر بردم مهر آن را شكست و گشود و چيزى به من داد و سپس آن را مهر كرد . و چون ابو بكر درگذشت پيش عمر بن خطاب بردم مهر آن را گشود و چيزى به من داد و آن را مهر كرد . و چون عثمان به حكومت رسيد نامه را پيش او بردم مهر از آن برگرفت و آن را خواند و چيزى به من داد . « 1 » گويد هنگامى كه عمر بن عبد العزيز به حكومت رسيد به حارث پسر مسلم خبر داد كه پيش او آيد ، حارث پيش او آمد عمر بن عبد العزيز چيزى به او داد و گفت مىتوانستم بدون اينكه تو را بخواهم چيزى براى تو بفرستم ، ولى مىخواستم كه خودت اين سخن و گفتهء پدرت را از قول حضرت ختمى مرتبت براى من بگويى ، و من آن را براى او نقل كردم . مالك بن هبيرة سلمى عبد الله بن نمير ، از محمد بن اسحاق ، از يزيد بن ابى حبيب ، از مرثد بن عبد الله يزنى ، از مالك بن هبيرة سلمى كه اندكى افتخار مصاحبت با رسول خدا را داشته است ما را خبر داد كه پيامبر فرموده‌اند * « هر گاه سه صف براى نماز گزاردن بر مرده‌يى برپا شود بهشت بر او واجب مىشود » . عبد الله بن معاويه غاضرى از گفتهء عوف ، از اسحاق بن زبريق شامى مرا خبر دادند كه مىگفته است * عبد الله بن سالم زبيرى از يحيى بن جابر از عبد الرحمان بن جبير بن نفير از گفتهء پدرش مرا خبر داد كه * عبد الله بن معاويه غاضرى از قول حضرت ختمى مرتبت براى او حديث كرده كه فرموده است « سه چيز است كه هر كس آن سه را انجام دهد مزهء ايمان را چشيده است ، پرستش خداى يگانه ، گواهى دادن بر اين كه خدايى جز او نيست و پرداخت زكات مال در كمال رضايت و خوش دلى » .

--> ( 1 ) به اين نامه در ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 4 ، ص 360 ، و ابن حجر ، الاصابة ، ذيل شمارهء 2077 اشاره شده است ، ولى متن نامه نقل نشده است .