ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
408
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) اسلام آورد و به مدينه هجرت كرد و همراه حضرت ختمى مرتبت در جنگ خيبر و ديگر جنگهايى كه پس از آن بود شركت كرد ، براى او در مدينه خانهيى سراغ نداريم ، پس از مرگ عياض بن غنم عمر بن خطاب او را به ولايت حمص و شهرهاى اطراف آن كه در اختيار عياض بود گماشت . سعيد بن عامر گاهگاهى ميان ياران خود گرفتار غش مىشد ، اين موضوع را به عمر گفتند ، عمر از او در آن باره از او پرسيد ، سعيد گفت من از كسانى بودم كه هنگام اعدام خبيب كه خداى او را رحمت فرمايد حضور داشتم و نفرينهاى او را شنيدم و خدا گواه است كه در هر مجلسى ياد او بر انديشهام بگذرد غش مىكنم ، گويد اين سخن مايهء افزونى احترام سعيد پيش عمر شد . « 1 » محمد بن سعد مىگويد ، از گفتهء ابو يمان حمصى از جرير بن عثمان از حبيب بن عبيد ، از سعيد بن عامر بن جذيم مرا خبر دادند كه او در حالى كه امير حمص بود به هنگام فتح حمص بر اسب خود پريده بود و كسى به او گفته بود اى نژاده و الا تبار چه نيكو بر اسب پريدى ، سعيد كه از خاندان قريش بوده گفته است اين كيست كه مرا به غير نامى كه پدرم بر من نهاده است مىخواند و نام مىبرد ، غافل است كه فرشتگان او را نفرين خواهند كرد . واقدى مىگويد سعيد بن عامر به سال بيستم به روزگار خلافت عمر درگذشته است . فضل بن عباس بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصىّ ، كنيهاش ابو محمد و بزرگترين پسران عباس بوده است ، او در فتح مكه و جنگ حنين همراه رسول خدا بود و در جنگ حنين كه مسلمانان گريختند و پشت به جنگ كردند او پايدارى كرد . در حجة الوداع هم همراه پيامبر بود و رسول خدا او را پشت سر خويش بر ناقه خود سوار فرمود ، فضل در مراسم غسل و خاك سپارى حضرت ختمى مرتبت شركت داشت و سپس به شام رفت و در طاعون عمواس كه از بخشهاى اردن است به سال هيجدهم هجرت و روزگار خلافت عمر بن خطاب درگذشت .
--> ( 1 ) براى آگهى بيشتر دربارهء خبيب كه از اصحاب شايستهء رسول خداست و چگونگى اعدام او به ترجمهء مغازى واقدى ، صص 261 و 265 ، چاپ مركز نشر دانشگاهى مراجعه فرماييد .