ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

404

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) نخست من جلو رفتم ، سپس عمرو عاص و عثمان بن طلحه جلو آمدند و مسلمان شدند و با پيامبر ( ص ) بيعت كردند . و به خدا سوگند از آن هنگام كه مسلمان شدم پيامبر ( ص ) در چگونگى كردار و پاداشى كه لطف مىفرمود ميان من و هيچ يك از يارانش تفاوتى نمىگذاشت . « 1 » عبد الملك بن عمر و ابو عامر عقدى هر دو از اسود بن شيبان ، از خالد بن سمير ، از عبد الله بن رباح انصارى ، از ابو قتاده انصارى سوار كار دلير رسول خدا براى ما نقل كردند كه مىگفته است خود از پيامبر ( ص ) شنيده است هنگامى كه نام فرماندهان لشكر موته را برده و خبر شهادت آنان را يكى پس از ديگرى داده - يعنى جعفر و زيد و عبد الله بن رواحه - و براى آنان آمرزش خواهى فرموده است . افزوده است كه خالد بن وليد رايت را گرفت و آن حضرت انگشت خود را برافراشت و عرضه داشت پروردگارا او شمشيرى از شمشيرهاى تو است به دست او انتقام بگير و يارى فرماى ، و از آن روز خالد به شمشير خدا - سيف الله - ملقب شد . يعلى و محمد پسران عبيد و عبد الله بن نمير همگى از اسماعيل بن ابى خالد ، از قيس بن ابى حازم ما را خبر دادند كه مىگفته است * رسول خدا فرمود « همانا خالد شمشيرى از شمشيرهاى خداوند است كه آن را بر كافران آخته و فرود آورده است » . يعلى و محمد در حديث خود افزوده‌اند كه پيامبر فرموده است * خالد را ميازاريد كه او شمشيرى از شمشيرهاى خداست . وكيع بن جرّاح و عبد الله بن نمير و محمد بن عبيد طنافسى همگى از اسماعيل بن ابى خالد ، از قيس بن ابى حازم ما را خبر دادند كه مىگفته است * در حيره از خالد بن وليد شنيدم مىگفت به روز جنگ موته نه شمشير در دست من شكسته شد و از كار افتاد و شمشير پهن يمنى من در دستم پايدار ماند . محمد بن عمر واقدى مىگويد به روز فتح مكه پيامبر ( ص ) به خالد فرمان داد از

--> ( 1 ) بر خلاف ادعاى اين مرد ، حضرت ختمى مرتبت در موضوع بنى جذيمه و سفاكى و بىرحمى خالد دستهاى خود را بر آسمان افراشت و عرضه داشت خدايا من از آنچه خالد كرده است به سوى تو بى زارى مىجويم ؛ لطفا به ص 881 متن عربى و ص 673 ترجمهء مغازى واقدى ، و سيرة ابن هشام ، ج 4 ، ص 72 و تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 67 چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم مراجعه شود .