ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
380
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) ربيع بن انس به روزگار حكومت ابو جعفر منصور درگذشته است . ابراهيم بن ميمون صائغ - زرگر - او و محمد بن ثابت عبدى دو دوست ابو مسلم در خراسان بودهاند كه با او همنشينى مىكردهاند و سخنان او را مىشنيدهاند . هنگامى كه دعوت عباسيان را در خراسان آشكار و بر آن كار قيام كرد كسى را به صورت ناآشنا پيش آن دو فرستاد تا دربارهء ابو مسلم و غافلگير كردن و كشتن او از آنان نظر بخواهد ، محمد بن ثابت عبدى گفت هرگز با غافلگير كردن و كشتن ابو مسلم موافق نيستم كه به هر حال ايمان غافلگير ساختن را در بند كشيده است ، ابراهيم صائغ گفت من عقيده دارم غافلگيرانه بر او حمله و كشته شود . ابو مسلم محمد بن ثابت را به سرپرستى قضاى مرو گماشت و كسى را مأمور كرد و گسيل داشت و ابراهيم كشته شد ، و روايت شده است كه ابراهيم صائغ پيش ابو مسلم آمد و او را پند و اندرز داد ، ابو مسلم گفت راى و انديشهات را شناختيم به خانهء خود برگرد ، ابراهيم به خانهء خود برگشت و بر خود حنوط پاشيد و كفن پوشيد و پيش ابو مسلم كه در حضور گروهى از مردم بود برگشت و او را اندرز داد و به تندى سخن گفت ، ابو مسلم فرمان داد او را كشتند و پيكرش را در چاهى افكندند . محمد بن ثابت عبدى اصل او از مردم بصره بود و از ابو المتوكل روايت مىكرد و عهدهدار قضاء مرو شد ، عبد الله بن مبارك و جز او از او روايت كردهاند . يعقوب بن قعقاع از مردم مرو و در همان شهر قاضى بود ، او از عطاء بن ابى رباح روايت مىكرد و ثورى و عبد الله بن مبارك از او روايت مىكردند .