ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

378

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) است ، او سپس به خراسان رفته و ساكن مرو شده و در آن شهر قضاوت را بر عهده گرفته است ، او با سوگندى كه همراه گواه انجام مىپذيرفته داورى و حكم صادر مىكرده است و محدثى مورد اعتماد بوده است . شبابة بن سوّار از گفته ابو طبيب موسى بن يسار ما را خبر داد كه مىگفته است * خودم يحيى بن يعمر را بر مسند قضاى مرو ديدم . گاهى او را مىديدم كه در بازار مرو به قضاوت مىپرداخت يا ميان راه چنان مىكرد و گاهى دو تن كه با يك ديگر اختلاف داشتند پيش او كه سوار بر خرد بود مىآمدند او همچنان سوار بر خر درنگ مىكرد تا ميان ايشان داورى كند . ابو مجلز لاحق بن حميد سدوسى محدثى مورد اعتماد و او را احاديثى بوده است . او به مرو آمد و براى خود خانه ساخت و همان جا ساكن شد و سرپرستى بيت المال را بر عهده گرفت . يك چشم او كور بود و به روزگار خلافت عمر بن عبد العزيز درگذشت . يزيد بن ابى سعيد نحوى از مردم مرو و او را حديثهايى بود . محمد نخعى كنيه‌اش ابو يوسف و ان شاء الله اعتماد بوده است ، او از سعيد بن جبير روايت مىكرده و سرپرست قضاى مرو بوده است . ضحّاك بن مزاحم كنيه‌اش ابو القاسم و از مردم بلخ بوده است .