ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

371

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) يعقوب بن ابراهيم بن كثير عبدى كنيه‌اش ابو يوسف و او همان ابن دورقى است . برادرش احمد بن ابراهيم بن كثير كنيه‌اش ابو عبد الله بود . عبد المنعم بن ادريس بن سنان كنيه‌اش ابو عبد الله و نوهء دخترى وهب بن منبه بود . « 1 » او نوشته‌هاى نياى خود وهب بن منبه را كه مشتمل بر احاديث و قصص پيامبران و عابدان و قصه‌هاى بنى اسرائيلى بود از گفتهء پدر خود از وهب روايت مىكرد ، گفته مىشد عبد المنعم معمر بن راشد را در يمن ديده و از او حديث شنيده است ، عبد المنعم كتابها و آثار حكمت آميز وهب را مىخواند و نزديك صد سالگى رسيد و به بغداد به ماه رمضان سال دويست و بيست و هشت درگذشت . محمد بن مصعب كنيه‌اش ابو جعفر و از قاريان قرآن بود او حديث هم شنيده بود و با مردم مجالست داشت و ان شاء الله ثقه بوده است ، به ماه ذى قعده سال دويست و بيست و هشت در بغداد درگذشت . محرز بن عون بن ابى عون ، كنيه‌اش ابو الفضل بود ، خودش مىگفت پدرم مرا خبر داد كه به سال يكصد و

--> ( 1 ) افرادى كه دربارهء وهب بن منبه و وجودش ترديد مىكنند بايد اين روايت را در نظر بگيرند كه محمد بن سعد از گفتهء نوهء دخترى و داماد وهب سخن مىگويد .