ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

364

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) كوته فكر و ناپايدار بوده است ، چند بار دربارهء قرآن - كه حادث است يا قديم - تغيير عقيده داد ، او از ابراهيم بن سعد و حماد بن زيد و عبد الرحمان بن ابى زناد و جعفر بن سليمان و سليمان بن اخضر روايت كرده و احاديث بسيارى شنيده است ، او پيش محمد بن جابر كه در يمامه بود رفت و كتابهاى او را نوشت و از يمامه دو سه روز پس از مرگ ابو عوانه به بصره رسيد و نتوانست با ابو عوانه ملاقات داشته باشد . يحيى بن معين كنيه‌اش ابو زكرياء بوده است ، او از نويسندگان حديث بسيار نقل مىكرد و شهره به اين كار شد و خوش مىداشت كه حديث نقل نكند ، و هنگامى كه عازم حج بود در مدينه درگذشت . زهير بن حرب بن اشتال از مردم نساء خراسان بوده است . بعدها كلمه اشتال به صورت شداد معرب شده است ، كنيه‌اش ابو خيثمه و آزاد كرده و وابسته خاندان حريش بن كعب بن عامر بن صعصعه عامرى بوده است ، او از جرير بن عبد الحميد و هشيم و سفيان بن عيينة و ابن عليّه و عبد اللّه بن وهب و وليد بن مسلم و ديگران از كوفىها و بصرىها و حجازى روايت كرده است ، او مسند تصنيف كرد و بر آن حاشيه هم نوشت ، زهير محدثى مورد اعتماد و استوار بود و در بغداد به ماه شعبان سال دويست و سى و چهار درگذشت و مردمى بسيار در تشييع جنازه‌اش شركت كردند . خلف بن سالم مخرّمى كنيه‌اش ابو محمد و از آزاد كردگان و وابستگان خاندان مهلب بود او كه محدثى پر حديث بود مسندى كه حاوى احاديثى از رسول خدا ( ص ) بود فراهم آورد ، مردم از خلف بن سالم رواياتى را نوشتند ، او در بغداد به ماه رمضان سال دويست و سى و يك درگذشت .