ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
349
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) صخر بن جويريه و ليث بن سعد و حماد بن سلمه و سفيان ثورى و ابو جعفر رازى و جز ايشان روايت كرده است . او به سال دويست و سى به روز بيست و پنجم رجب در گذشت و در گورستان دروازهء حرب به خاك سپرده شد . او به هنگام مرگ نود و شش سال و چند ماه داشته است . « 1 » هوذة بن خليفة بن عبد اللّه بن ابى بكرة ، كنيهاش ابو اشهب و مادرش زهرة دختر عبد الرحمان بن يزيد بن ابى بكره بوده است و ( مادر مادرش هوله دختر عبد الرحمان بن يزيد بن ابى بكره بوده است ) . « 2 » هوذة بن خليفه به سال يكصد و بيست و پنج زاده شد ، او به كسب حديث پرداخت و از يونس و هشام و عوف و ابن عون و ابن جريج و سليمان تيمى و جز ايشان حديث نوشت . كتابها و نوشتههاى او از ميان رفته است و فقط كتاب عوف و چيزى اندك از آثار ابن عون و ابن جريج و اشعث و تيمى باقى ماند ، هوذه در بغداد به شب سه شنبه دهم شوال سال دويست و شانزده به روزگار خلافت مأمون در گذشت و بيرون دروازه خراسان به خاك سپرده شد و پسرش بر او نماز گزارد ، هوذه مردى كشيده قامت و گندمگون بود و ريش خود را با حنا خضاب مىبست . يحيى بن سعيد بن ابان بن سعيد بن عاص بن سعيد بن عاص بن امية بن عبد شمس ، كنيهاش ابو ايوب و از مردم كوفه بود كه به بغداد آمد و ساكن آن شهر شد ، محدثى مورد اعتماد و پر حديث بوده است و از هشام بن عروة و يحيى بن سعيد انصارى و اعمش و اسماعيل بن ابى خالد و عبد الملك بن ابى سليمان و جز ايشان روايت كرده است ، او مغازى و تاريخ جنگها را از محمد بن
--> ( 1 ) با توجه به اين موضوع كه مرگ محمد بن سعد به روز يكشنبه چهارم جمادى الثانية سال دويست و سى يعنى پنجاه و يك روز پيش از مرگ على بن جعد بوده است لابد اين تاريخها از سوى شاگردان ابن سعد در طبقات ثبت شده است . ( 2 ) آنچه ميان پرانتز است نمىتواند درست باشد زيرا چنين نشان مىدهد كه زهره و هوله هر دو دختران يك شخص هستند ، احتمالا اشتباه نويسندگان نسخههاست .