ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

346

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) شاذان نامش اسود و پسر عامر و از مردم شام و احاديث او پسنديده بوده است ، او به بغداد آمده و همواره همان جا بوده است تا به سال دويست و هشت در آن شهر درگذشته است . عفّان بن مسلم بن عبد اللّه آزاد كرده و وابستهء عزرة بن ثابت انصارى و كنيه‌اش ابو عثمان و محدثى مورد اعتماد و پر حديث و نوشته‌هاى او درست و از مردم بصره بوده است . عفان از بصره به بغداد آمد و همواره در همان شهر بود تا آنكه به سال دويست و بيست درگذشت و عاصم بن على بن عاصم بر او نماز گزارد ، عفان به رنج و محنت افتاد و دربارهء قرآن از او پرسيدند و او از اينكه بگويد قرآن مخلوق است خوددارى كرد . محمد بن حسن كنيه‌اش ابو عبد اللّه و وابسته آزاد كردهء بنى شيبان و اصل او از مردم جزيره بوده است ، پدرش از لشكريان شام بوده كه به واسط آمده است و محمد به سال يكصد و سى و دو در واسط زاده شده و در كوفه پرورش يافته است ، او به فرا گرفتن حديث پرداخت و حديث بسيارى از مسعر و مالك بن مغول و عمر بن ذر و سفيان ثورى و اوزاعى و ابن جريج و محلّ ضبّى و بكر بن ماعز و ابو حرّة و عيسى خياط و ديگران شنيد ، او با ابو حنيفه همنشينى كرد و از او حديث شنيد و به موضوع رأى نگريست و رأى بر او چيره و او مشهور به راى و قياس شد و در آن ورزيده گرديد و به بغداد آمد و ساكن شد و مردم پيش او آمد و شد كردند و از او حديث و مبانى عمل كردن به راى را فرا مىگرفتند ، هنگامى كه امير مؤمنان هارون در رقه بود محمد بن حسن شيبانى به آن جا رفت ، هارون او را به سرپرستى قضاى رقّه « 1 » گماشت .

--> ( 1 ) اين شهر كه به بيضاء هم معروف است بر كرانهء شمال شرقى رود فرات قرار داشته و بزرگتر شهر ناحيه ديار بكر بوده است . به ابو الفداء ، ترجمه تقويم البلدان ، ص 308 مراجعه شود .