ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

335

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) اعتماد بوده و دانش فراوانى داشته است ولى پيش از آنكه مردم از او حديث بشنوند بيست و يك روز پس از مرگ پدرش به سال يكصد و هفتاد و چهار در پنجاه و چهار سالگى در بغداد در گذشت و در گورستان خيزران به خاك سپرده شد . هشيم بن بشير واسطى كنيه‌اش ابو معاويه است ، او ساكن بغداد شد و در همان شهر به روز سه‌شنبه‌يى از ماه شعبان سال يكصد و هشتاد و سه به روزگار خلافت هارون در گذشت ، محدثى مورد اعتماد بوده است ولى اسناد حديث را نمىآورده است . اسماعيل بن ابراهيم بن مقسم او آزاد كرده و وابستهء عبد الرحمان بن قطبه اسدى از قبيلهء اسد خزيمه و از مردم كوفه بوده است . مقسم پدر بزرگ اسماعيل از اسيران قيقانيه « 1 » است ، جايى ميان خراسان و زابلستان . ابراهيم بن مقسم بازرگان و از مردم كوفه بود او براى بازرگانى به بصره مىآمد و چيزى مىخريد و باز مىگشت ، يك بار كه در بصره بيشتر ماند با عليّة دختر حسان كه از آزاد كردگان و وابستگان بنى شيبان بود ازدواج كرد ، عليّه بانويى خردمند و نامور به فضل بود و در محله عوقه بصره خانه‌يى داشت كه به نام او معروف بود ، صالح مرى و كسان ديگرى از روى شناسان و فقيهان بصره به حضورش مىرفتند . او پيش آنان مىآمد و با آنان دربارهء حديث و مسائل فقهى گفتگو مىكرد ، عليه براى ابراهيم به سال يكصد و ده اسماعيل را بزاد ، اسماعيل به مادر خود عليّه منسوب شد و در بصره اقامت كرد ، عليّه پس از اسماعيل پسر ديگرى به نام ربعى براى ابراهيم بزاد . كنيهء اسماعيل ابو بشر و محدثى استوار و مورد اعتماد و حجت بوده است ، او سرپرستى اوقاف و صدقات بصره را بر عهده گرفت و در سالهاى پايانى خلافت هارون سرپرست مظالم بغداد شد خود و فرزندانش مقيم بغداد شدند و اسماعيل در بغداد

--> ( 1 ) قيقان : از سرزمين سند و به جانب خراسان است ، ياقوت در معجم البلدان ، ج 7 ، ص 198 چاپ 1906 ميلادى مصر دربارهء آن و فتوحات مسلمانان در آن سرزمين توضيح داده است .