ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
15
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) حفظ كند و دو قطعه پنبه گوشه پلكهاى خود نهاده بود . گويد : پرسيدم اين دهقان كيست ؟ گفتند : انس بن مالك است . من مردم را به زحمت انداختم و از ميان ايشان گذشتم و به او نزديك شدم . و چون جنازه را بر زمين نهادند انس كنار سر جنازه ايستاد و چهار تكبير گفت و نه شتاب كرد و نه بسيار طول داد . « 1 » گويد وكيع بن جراح ، از سلمة بن وردان ما را خبر داد كه مىگفته است * بر سر انس عمامه سياهى ديدم كه بدون شب كلاه بسته بود و آن را از پشت سر آويخته بود . گويد وكيع از گفته عبد السلام بن شداد پدر طالوت ما را خبر داد كه مىگفته است * بر سر انس بن مالك عمامه خز ديده است . گويد عفان بن مسلم ، از گفتهء حماد بن سلمه ، از حميد ، از خود انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن خطاب نهى كرد كه بر نگين انگشترى چيزى به زبان عربى بنويسند ، و بر نگين انگشترى انس نقش گرگ يا روباهى بود ؟ ! « 2 » گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از ايوب ، از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * نقش نگين انگشترى انس شيرى نشسته بود . گويد بكّار بن محمد ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * انس بن مالك از آزمندان اصحاب ختمى مرتبت در مال اندوزى بود . گويد وليد بن مسلم ما را خبر داد و گفت اوزاعى ، از گفتهء يحيى بن ابى كثير براى ما نقل كرد كه مىگفته است * انس بن مالك را ديدم وارد مسجد الحرام شد و چيزى را گسترد و آماده ساخت كه بر آن نماز بگزارد . گويد وكيع ، از هشام دستوايى ، از قتاده ما را خبر داد كه مىگفته است * انس بن مالك يك سال پيش از مرگ خود از روزه گرفتن ناتوان شد . روزه نگرفت و سى فقير را خوراك داد . گويد به كار بن محمد از گفتهء ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * چون مرگ انس بن مالك فرا رسيد وصيت كرد كه محمد بن سيرين جنازهاش را بشويد و بر او نماز
--> ( 1 ) موضوع چهار تكبير گفتن بيشتر براى جنازه منافقان بوده است و اين مسئله در كتابهاى فقهى مورد بررسى قرار گرفته است . ( 2 ) اين روايت و روايت بعد نشان دهندهء اين است كه نقش جانوران را بر نگين انگشترى مكروه هم نمىدانستهاند و از لحاظ توجه به اين هنر در خور بررسى است .