ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
302
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) كنيهء عرعره ابو محمد بوده و به ماه جمادى الآخرة يا رجب سال يكصد و نود و دو به روزگار خلافت هارون و در هشتاد و دو سالگى درگذشته است . حكم بن سنان در حديث ضعيف بوده و سال يكصد و نود به روزگار خلافت هارون درگذشته است . محمد بن ابى عدى كنيهاش ابو عمرو و نام پدرش ابراهيم و از آزاد كردگان و وابستگان بنى سليم و محدثى مورد اعتماد بوده است ، او به سال يكصد و نود و چهار به روزگار خلافت امين درگذشته است . يوسف بن خالد بن عمير سمتى كنيهاش ابو خالد و آزاد كرده و وابستهء سهل بن صخر ليثى از خاندان كنانه بوده است ، سهل بن صخر از زمرهء اصحاب حضرت ختمى مرتبت است و ما در بخش نخست اين كتاب ضمن اصحاب پيامبر ( ص ) نامش را آوردهايم ، او كسى است كه عمير را از بردگى آزاد كرده است . يوسف بن خالد بن عمير به سال يكصد و بيست در حكمرانى يوسف بن عمر ثقفى بر بصره زاده شده است و نام حكمران را بر او نهادهاند ، يوسف به جستجوى دانش برآمد با خالد حذّاء و يونس و ابن عون ديدار كرد و با هشام و كسانى كه در اين طبقه بودند و با اعمش و اسماعيل بن ابى خالد و عبد الملك بن سليمان و جز ايشان از كوفيان ملاقات كرد و نيز موسى بن عقبه و محمد بن عجلان و افراد ديگرى نظير ايشان ديدار كرد و كسب علم نمود او صاحب بينش در فتوى و رأى و كتابها و شرائط درستى و نادرستى حديث شد و چون اهل راى بود مردم از پذيرفتن حديثهاى او پرهيز مىكردند و او در حديث ضعيف بود و چون داراى ريش بزرگ و خوش سيما بود او را سمتى مىگفتند ، خانهيى كه يوسف بن خالد در آن سكونت داشت همان خانهء سهل بن صخر ليثى در بصره بود ، يوسف در بصره به ماه رجب سال يكصد و هشتاد و نه در شصت و نه سالگى درگذشت .