ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
12
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) ابو بكرة نامش نفيع و پسر مسروق بوده است و در حديث ديگرى نامش مسروح گفته شده است . مادرش سميه است و ابو بكره برادر مادرى زياد بن ابى سفيان « 1 » است . او از بردگان مقيم طائف بوده است . هنگامى كه رسول خدا ( ص ) مردم طائف را محاصره كرد اعلان فرمود : « هر آزاده كه از حصار بيرون و پيش ما فرود آيد در امان خواهد بود و هر برده كه فرود آيد آزاد خواهد بود » . گروهى از بردگان كه متعلق به مردم طائف بودند از حصار طائف فرود آمدند و به پيامبر ( ص ) پيوستند كه ابو بكرة هم ميان آنان بود و رسول خدا آنان را آزاد فرمود . و چون ابو بكره در چرخ چاه نشست و پيش مسلمانان آمد به او كنيهء ابو بكره دادند . او مىگفت كه من بردهء آزاد كردهء رسول خدايم . گويد ابو عامر عقدى ما را خبر داد و گفت اسود بن شيبان ، از گفتهء خالد بن سمير ما را حديث كرد كه مىگفته است * ثقيف خواستند ابو بكرة را فرزند زاده خود بدانند ، او پاسخ داد من مسروح بردهء آزاد كردهء رسول خدايم . گويد فضل بن دكين ما را خير داد و گفت ابو الاحوص ، از مغيرة ، از شباك ، از گفتهء مردى از ثقيف براى ما نقل كرد كه مىگفته است * هنگامى كه پيامبر ( ص ) ثقيف را در محاصره داشت از او خواستيم ابو بكرة را كه بردهء ما بود به ما برگرداند . از برگرداندنش خوددارى كرد و فرمود : « او آزاد كردهء خدا و آزاد كردهء رسول خداست » . گويد يحيى بن حماد ما را خبر داد و گفت ابو عوانه ، از مغيرة ، از شباك ، از عامر براى ما نقل كرد كه * ثقيف از رسول خدا خواستند كه ابو بكره را كه برده بود به ايشان برگرداند . فرمود : هرگز . او آزاد كرده خدا و آزاد كرده رسول خداست . محمد بن سعد مىگويد اسماعيل بن ابراهيم اسدى ضمن حديثى كه از ابو بكره نقل مىكرد ما را گفت كه * چون مرگ ابو بكرة فرا رسيد به دخترش گفت : بر من مويهگرى كن كه پسر مسروح حبشى هستم . ابو بكرة مردى نكوكار و پارسا بود . او از كسانى است كه به زيان مغيرة بن شعبه آن گواهى را داد و حد تهمت بر او زده شد و اين كينه را در دل نسبت به
--> ( 1 ) جاى سؤال است كه چگونه محمد بن سعد همه جا زياد بن ابى سفيان مىنويسد ، آيا از موضوع آگاه نبوده است ! ؟