ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

260

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) قرائت حديث پرسيدم ، گفت پسنديده است . ابو محمد يمامى ما را خبر داد و گفت از عبد الرزاق شنيدم كه از گفتهء معمر نقل مىكرد كه ايوب مىگفته است ، بر من گران مىآيد كه حديثى از احاديث محمد بن سيرين را بشنوم كه از خود او نشنيده باشم ، معمر مىگفته است و همانا بر من گران مىآيد كه حديثى از احاديث ايوب را بشنوم كه از خود او نشنيده باشم . اسماعيل بن ابراهيم مىگويد ، ايوب براى ما گفت كه * ابو قلابه وصيت كرده بود كتابهايش را به من بدهند و آنها را از شام براى من آوردند و من ده و چند درم كرايه آن را پرداختم . عارم بن فضل از گفتهء حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * ايوب هنگامى كه لنگ مىبست نافش پديدار بود . عارم از گفتهء حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * ايوب گاهى موهاى سر و ريش خود را با رنگ سرخ خضاب مىبست . عارم از گفتهء حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * من خود بندهاى پيراهنى را كه ايوب در آن كفن شد گره زدم . گويد كس ديگرى غير از عارم ما را خبر داد كه همگان اتفاق دارند كه ايوب در طاعون بصره به سال يكصد و سى و يك در شصت و سه سالگى در گذشته است . حميد بن ابى حميد طويل « 1 » آزاد كرده و وابستهء طلحة الطلحات خزاعى « 2 » . كنيه‌اش ابو عبيدة و نام پدرش طرخان بوده است ، حميد محدثى مورد اعتماد و پر حديث بوده است جز اينكه گاهى با حذف اسناد از انس بن مالك روايت مىكند . گويد از گفتهء حماد بن سلمه به نقل از خود حميد مرا خبر دادند كه مىگفته است * كتابهاى حسن بصرى را گرفته و براى خود رونويسى كرده و سپس برگردانده است ، حميد

--> ( 1 ) خوانندگان گرامى توجه دارند كه هر گاه كلمهء حميد همراه با عبد نباشد به صورت مصغّر است . ( 2 ) طلحة بن عبد الله بن خلف خزاعى از نامورتر بخشندگان و اشراف بصره و از سرسپردگان امويان كه مورد احترام ايشان بوده و حدود سال 65 هجرى در گذشته است . به الاعلام ، ج 3 ، ص 331 مراجعه شود .