ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

240

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) آنكه حديث نقل مىكرد شنيدم كه مىگفت انس مىگفته است * پدرم نگفت كه خود حضور داشتم - همانا هر چيز را كليدى است و ثابت از كليدهاى خير و نيكى است . عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمة ما را خبر داد كه مىگفته است * حميد مرا گفت كه ما در حالى كه ثابت همراهمان بود پيش انس مىرفتيم ، از كنار هر مسجدى كه مىگذشتيم ثابت وارد مسجد مىشد و دو ركعت نماز مىگزارد ، گويد چون پيش انس مىرفتيم مىپرسيد ثابت كجاست ؟ ثابت جنبندهء كوچكى است كه دوستش مىدارم . عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ، از خود ثابت بنانى ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش انس بن مالك رفتيم ، گفت به خدا سوگند شما در نظر من دوست داشتنىتر از شمار خودتان از پسرانم هستيد ، مگر آن پسرانى كه بر همين شيوهء شما - در كسب دانش - باشند . عمرو بن عاصم ، از سليمان بن مغيرة ما را خبر داد كه مىگفته است * ثابت بنانى مىگفت اگر مرتكب گناه بزرگى شوم و در پيشگاه خدا آمرزش خواهى كنم تا از آن گناه خود را بيرون بكشم براى من خوشتر از آن است كه گناه صغيره‌يى انجام دهم و بدون آمرزش خواهى از پيشگاه خداوند از آن خود را بيرون بكشم . عمرو بن عاصم ، از سليمان بن مغيره ما را خبر داد كه مىگفته است * شنيدم ثابت مىگفت عابد هر خصلت پسنديده‌يى هم كه داشته باشد عابد شمرده نمىشود مگر اينكه دو خصلت پاى بندى به نماز و روزه را دارا باشد ، گويد ثابت سوگند مىخورد و مىگفت به خدا سوگند كه تار و پود عبادت نماز و روزه است . عمرو بن عاصم از سليمان بن مغيره ما را خبر داد كه مىگفته است * از ثابت شنيدم مىگفت به خدا سوگند كه عبادت و بندگى راستين از پشتواره‌هاى سنگين بر دوش كشيدن سخت‌تر است . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ما را خبر داد كه مىگفته است * ثابت و حميد در شب قدر - شبى كه اميد مىرفت شب قدر باشد - غسل مىكردند و خود را خوشبو مىساختند و دوست مىداشتند مسجد را هم با گلاب افشانى معطر سازند . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ما را خبر داد كه مىگفته است * ثابت بنانى در نماز شب و در دل شب در حالى كه مويه مىكرد خطاب به خود اين آيه را مكرر مىخواند « آيا به