ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

229

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گويد يعقوب بن ابراهيم بن كثير عبدى ، از گفتهء ابو تميله يحيى بن واضح ، از ربيح بن هلال طايى ، از گفتهء خود عبد الله بن بريده ما را خبر داد كه مىگفته است * سه سال از خلافت عمر گذشته بوده است كه من زاده شده‌ام ، گويد عبد الله و برادرش سليمان همزاد بوده و يك بار زاده شده‌اند ، عبد الله بن بريده مىگفته است پدرم پيش عمر نشسته بوده است كه يكى از غلامان ما پيش او رفته و گفته است پسرى براى تو زاده شد ، پدرم گفته است تو آزادى ، سپس غلام ديگرى پيش پدرم رفته و گفته است ، پسرى براى تو زاده شد ، پدرم گفته است فلانى پيش از تو اين مژده را آورد ، غلام گفته است اين پسر ديگرى است ، عمر بن خطاب به پدرم گفته است و اين يكى را ، يعنى اين غلام را هم آزاد كن . گويد يعلى بن عبيد ، از صالح بن حيان ما را خبر داد كه كنيه عبد الله بن بريدة ابو سهل بوده است و گفته‌اند كه او از پدرش بريدة و از عبد الله بن عمر روايت كرده است . برادرش سليمان بن بريدة بن حصيب اسلمى ، از پدرش روايت كرده است ، وكيع گفته است اهل نظر مىگويند سليمان از برادرش بيشتر مورد اعتماد و داراى حديثهاى استوارترى بوده است . يوسف بن مهران محدثى مورد اعتماد بوده و از ابن عباس روايت كرده است . گويد عفان از حماد بن زيد ، از على بن زيد ما را خبر داد كه از يوسف بن مهران ياد كرده و گفته است * مرتبهء حفظ او در حديث همسنگ حفظ عمرو بن دينار بوده است . ابو جلد جونى جون نام شاخه‌يى از قبيلهء ازد است ، نامش جيلان و نام پدرش فروة و محدثى مورد اعتماد بوده است . گويد موسى بن اسماعيل از گفتهء ابان ، از ابو عمران ما را خبر داد كه مىگفته است