ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
227
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) ابو مصعب مازنى نامش هلال و نام پدرش يزيد است و از ابو هريره روايت كرده است . ابو حبرة ضبعى نامش شيخه و نام پدرش عبد الله است ، از على بن ابى طالب عليه السلام روايت كرده و كم حديث بوده است . ابو المليح هذلى نامش عامر و پسر اسامة بن عمير است ، محدثى مورد اعتماد بوده و او را حديثهايى است ، ايوب و جز او از ابو المليح روايت كردهاند و به سال يكصد و دوازده در گذشته است . گويد مردى از فرزندزادگان ابو المليح مرا خبر داد كه ابو المليح يك سال يا حدود يك سال پيش از حسن بصرى در گذشته است و حسن در تشييع جنازهء او حاضر بوده است . « 1 » گويد عفان بن مسلم ، از وهيب ، از ابن عون از گفتهء خود ابو المليح ما را خبر داد كه او كارگزار ابلّه بوده و در نماز جمعه بصره حاضر مىشده است . گويد يزيد بن هارون ، از عقبة بن ابى صهباء ، از عاليه قيسى ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو مليح وصيت كرده است كه ايشان پس از مرگ او موهاى سبيلش و ناخنهايش را كوتاه كنند . يزيد بن هرمز فارسى برده آزاد كرده و وابسته دوسىها و به روز جنگ حره فرمانده بردگان آزاد كرده و
--> ( 1 ) با توجه به اين موضوع كه به گفتهء ابن سعد مرگ حسن بصرى به سال يكصد و ده بوده است ، يكى از اين دو روايت سست است .