ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
224
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) گويد عفان بن مسلم ، از مهدى بن ميمون از غيلان بن جرير ، از مورق عجلى ، ما را خبر داد كه مرابحه كارى را به صورت ده يازده يا ده دوازده خوش نمىداشته و آن را مكروه مىشمرده است . « 1 » گويد سليمان بن حرب ، از حماد بن زيد از غيلان بن جرير ما را خبر داد كه مىگفته است * حجاج بن يوسف مورق را زندانى كرد ، مطرف مرا ديد و گفت دربارهء دوست خود چه كرديد ؟ گفتم همچنان زندانى است ، گفت بيا براى او دعا كنيم ، مطرف دعا كرد و ما آمين گفتيم ، شامگاه همان روز حجاج از اندرونى بيرون آمد و به مردم بار داد و مردم پيش او آمدند از جمله كسانى كه آمدند پدر مورق بود ، حجاج پاسدارى را فرا خواند و گفت اين پير مرد را با خود به زندان ببر و پسرش را به او بسپار ، گفتهاند مورق به روزگار اميرى عمر بن هبيره بر عراق در گذشته است . ابو مجلز نامش لاحق و نام پدرش حميد و سدوسى است ، محدثى مورد اعتماد بوده و او را حديثهايى است و به روزگار خلافت عمر بن عبد العزيز و پيش از حسن بصرى در گذشته است . عبد الملك بن يعلى ليثى او پيش از حسن بصرى قاضى بصره بوده و به روزگار خلافت عمر بن عبد العزيز در گذشته است . غزوان بن غزوان رقاشى مردى نيكوكار و فاضل و عابد بوده است .
--> ( 1 ) كلمههاى ده يازده و ده دوازده به همين صورت در متن حديث آمده است كه نشانى از نفوذ واژههاى فارسى در قرن اول هجرى به زبان عربى و متون احاديث است .