ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
208
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) مؤمنان را پاك گرداند و كافران را تباه سازد » « 1 » عرضه مىداشت پروردگارا ما را پاك گردان و از كافران قرار مده . گويد از هر بن سعد سمان از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * هر گاه پيش محمد بن سيرين از مردى به بدى ياد مىكردند او از آن مرد به بهترين چيزى كه از او مىدانست ياد مىكرد . گويد از هر ، از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * گروهى پيش محمد آمدند و گفتند ما از تو غيبت كردهايم اينك از ما گذشت كن و او مىگفت من چيزى را كه خداوند بر شما حرام كرده است نمىتوانم حلال كنم - ظاهرا يعنى بر فرض كه از حق خود بگذرم نمىتوانم حرام را حلال كنم . گويد از هر ، از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * محمد هر گاه مىخوابيد چهرهء خود را مىپوشيد - يا رو به قبله دراز مىكشيد - و گاهى بر پشت مىخوابيد . گويد ازهرسمان از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * معمولا تمام روزهاى عيد به ديدن محمد بن سيرين مىرفتيم و آن جا حلواى خرما - افروشه - يا پالوده مىخوردم و ابن سيرين از پالوده به عنوان ادرار آور استفاده مىكرد . گويد به كار بن محمد از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * هيچ روز عيد فطرى به خانهء محمد بن سيرين نمىرفتيم مگر اينكه به ما افروشه يا پالوده مىداد ، و معمول او چنين بود كه روز عيد فطر نخست فطريه رمضان را فراهم مىآورد و آن را پاك و تميز مىكردند و به مسجد جامع مىفرستادند ، سپس براى شركت در نماز عيد بيرون مىآمد . گويد محمد بن عبد اللّه انصارى از عبد اللّه بن عون ما را خبر داد كه مىگفت * محمد خوش نمىداشت كه قرآن را جز به ترتيبى كه نازل شده است تلاوت كند و نيز خوش نمىداشت كه قرآن بخواند و ميان آن سخن بگويد و دوباره به قرآن خواندن برگردد . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن زيد ، از هشام ، از محمد بن سيرين ما را خبر داد كه چون با كسى توديع و بدرود مىكرد به او مىگفت * از خدا بترس و آنچه را براى تو مقدر شده است جستجو كن كه اگر بخواهى آن را به ناروا و حرام فراهم آورى بيشتر از آنچه كه براى تو مقدر شده است نصيب تو نخواهد شد .
--> ( 1 ) آيهء يكصد و چهل و يكم ، سورهء سوّم - آل عمران .