ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
204
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) مىگفته است * ايوب ما را خبر داد و گفت در خواب محمد بن سيرين را بسته به زنجير ديدم . گويد عفان بن مسلم و عارم بن فضل هر دو از حماد بن زيد ، از هشام بن حسان ، از يكى از خويشاوندان او ما را خبر داد كه مىگفت از هيچ كار خود بيمى نداشته است جز اينكه از هنگامى كه به حد رشد و بلوغ رسيده است محمد بن سيرين و همنشينى با او را رها كرده است . گويد عارم بن فضل ، از گفتهء حماد بن زيد ، از يحيى بن عتيق ما را خبر داد كه مىگفته است * عربى صحرانشين پيش ابن سيرين آمد و شروع به پرسش چيزهايى از امور دينى كرد و محمد او را پاسخ مىداد ، سلم بن قتيبه هم حاضر بود ، مردى گفت از او بپرس كه عقيدهاش در قدر چيست ، او پرسيد اى ابو بكر دربارهء قدر چه مىگويى ؟ محمد بن سيرين گفت چه كسى و كداميك از اين قوم تو را به اين پرسش واداشته است ؟ سپس مدتى سكوت كرد ، آنگاه گفت شيطان را بر هيچ كس چيرگى نيست ولى هر كس او را اطاعت كند شيطانش نابود مىسازد . گويد عارم بن فضل از حماد بن زيد و همچنين بكّار بن محمد هر دو از ابن عون ما را خبر دادند كه مىگفته است * مردى پيش محمد بن سيرين آمد و از موضوع قدر سخنى گفت ، محمد اين آيه را تلاوت كرد « همانا كه خداوند به دادگرى و نيكى كردن و پرداخت حق نزديكان فرمان مىدهد و از زشتى و ناشايست و ستم باز مىدارد ، شما را پند مىدهد باشد كه يادآور شويد » « 1 » سپس انگشتان ميانى دو دست خود را در گوش خود نهاد و به آن مرد گفت يا تو از پيش من بيرون شود يا من از پيش تو بيرون خواهم رفت . و آن مرد بيرون رفت ، گويد محمد بن سيرين گفت اختيار دلم در دست من نيست و ترسيدم كه سخن او در دلم چيزى بدمد كه نتوانم آن را از دل خويش بيرون افكنم ، و براى من خوشتر و دوست داشتنىتر بود كه سخن او را نشنوم . گويد عارم بن فضل از حماد بن زيد از گفتهء ايوب و هشام ما را خبر دادند كه مىگفتهاند هيچ كس را براى نجات اهل قبله و مسلمانان اميدوارتر از محمد بن سيرين نديديم .
--> ( 1 ) آيهء 90 ، سورهء شانزدهم - نحل .