ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

148

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گويد وهب بن جرير بن حازم ، از قول پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است از حميد بن هلال شنيدم مىگفت * گروهى از خوارج پيش مطرف بن عبد الله آمدند و او را به پيروى از رأى خود فرا خواندند . پاسخ داد كه اگر مرا دو دل مىبود با يكى از شما پيروى مىكردم و ديگرى را براى خود نگه مىداشتم اگر آنچه مىگوييد هدايت مىبود دل ديگرم را هم به پيروى از شما وامىداشتم و اگر گمراهى باشد يك دل من نابود مىشود و دل ديگر براى من باقى مىماند ولى چه كنم كه يك دل و نفس بيشتر ندارم و خوش نمىدارم آن را به نابودى اندازم . گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از جريرى ، از مطرف ما را خبر داد كه مىگفته است ، عمران بن حصين به من گفت * مىبينم كه جماعت و هماهنگى را دوست مىدارى آيا براى تو حديثى بگويم كه در آن باره تو را سود رساند . گفتم آرى من از زن بيوه هم به آرامش و هماهنگى نيازمندترم ، زيرا اگر جماعت و اتحاد باشد خويش را مىشناسم و راه خود را تشخيص مىدهم . گويد عمرو بن عاصم ، از گفتهء سليمان بن مغيرة ، از ثابت بنانى ما را خبر داد كه مىگفته است ، مطرف بن عبد الله مىگفت * به هيچكس چيزى برتر از عقل داده نشده است . گويد عفان بن مسلم ، از مهدى بن ميمون ، از غيلان بن جرير ، از مطرف ما را خبر داد كه مىگفته است * عقلهاى مردم به اندازه و مناسب روزگار ايشان است . گويد عفان بن مسلم ، از مهدى بن ميمون ما را خبر داد كه مىگفته است شنيدم غيلان از قول مطرف نقل مىكرد كه مىگفته است * گويا دلها همراه ما نيست و گويا از حديث - سخن پسنديده - كس ديگرى غير از ما را در نظر داشته‌اند - نه پند مىگيريم و نه آن را دربارهء خود مىدانيم . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ، از ثابت بنانى از مطرف ما را خبر داد كه مىگفته است * اگر سالم و شكر گزار باشم دوستر مىدارم از آنكه گرفتار - بيمار - و شكيبا باشم . « 1 » گويد عفان بن مسلم ، از مهدى بن ميمون ما را خبر داد كه مىگفته است از غيلان شنيدم مىگفت از مطرف شنيدم مىگفت * اگر نفس من پسنديده و نكو سيرت باشد مردم را

--> ( 1 ) أمير المؤمنين على عليه السلام عرضه مىدارد « پروردگارا اگر گرفتارم مىسازى شكيبايم كن و سلامت و عافيت را دوستر مىدارم » ، صحيفه علويه ، ص 57 .