ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

136

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) خبر داد كه مىگفته است پير مردى از بنى حرام براى ما نقل كرد كه هرم بن حيان مىگفته است * از بصره به كوفه آمدم . اويس قرنى را پابرهنه و بدون كفش كنار رود فرات ديدم . پرسيدم اى برادر چگونه‌اى ؟ اى اويس چگونه‌اى ؟ پرسيد اى برادر تو چگونه‌اى ؟ گفتم : براى من حديثى بگو . گفت : خوش نمىدارم كه اين كار را آغاز كنم و دوست ندارم كه محدث و داستان سرا و فتوى دهنده باشم . آنگاه دستم را گرفت و گريست . گفتم : براى من قرآن بخوان . اعوذ بالله گفت و سوره دخان را از آيهء نخست خواندن گرفت ، همين كه به آيهء چهل و دوم رسيد كه مىفرمايد « همانا خداوند توانمند مهربان است » از هوش رفت و چون به هوش آمد گفت : تنهايى براى من بهتر و خوشتر است . گويد يوسف بن غرق ، از ايوب بن خوط ، از حميد بن هلال ، از هرم بن حيان ما را خبر داد كه مىگفته است * گمان ندارم كسى كه خواهان بهشت است بتواند بخوابد و گمان نمىكنم كسى كه از دوزخ گريزان است بتواند بخوابد . « 1 » گويد موسى بن اسماعيل ، از حماد بن سلمه ، از ابو عمران جونى ما را خبر داد كه مىگفته است * هرم بن حيان در شبى مهتابى از فراز بام نگريست . سالار پاسبانان را ديد كه بازى و شوخى مىكند . او را فرا خواند و گفت : فردا روزه بگير ، و اين كار را سه شب با او تكرار كرد ، سپس گفت : اينك برو و بازى كن . گويد : هرم بن حيان كارگزار عمر بوده است . گويد عبد الوهاب بن عطاء ، از سعيد بن ابى عروبة ، از قتاده ما را خبر داد كه مىگفته به او خبر رسيده است كه * به هرم بن حيان گفته شد وصيت كن . گفت : نمىدانم چه وصيتى كنم ، ولى پس از مرگم زره مرا بفروشيد و وام مرا بپردازيد . اگر كافى نبود اسبم را بفروشيد و وام مرا بپردازيد و اگر كافى نبود غلام مرا بفروشيد و شما را وصيت مىكنم به خواندن آيه‌هاى آخر سوره نحل ، از آن جا كه مىفرمايد « با حكمت و اندرز پسنديده به راه پروردگارت فرا خوان » تا آن جا كه مىفرمايد « همانا كه خداوند همراه آنانى است كه پرهيزگارند و آنانى كه هم ايشان نيكوكارانند » . « 2 » گويد اسماعيل بن ابراهيم اسدى ، از گفتهء هشام ، از حسن بصرى ما را خبر داد كه مىگفته است * به هنگام خطبه خواندن امام جمعه هر گاه كسى كارى داشت كه مىخواست

--> ( 1 ) هر دو نسخهء چاپى اشتباه است ؛ از ص 119 ج 2 حلية الاولياء حافظ ابو نعيم ترجمه شد . ( 2 ) حافظ ابو نعيم در همان صفحه و همان جلد حلية الاولياء اين مطلب را با چند سند و با اندك تفاوتى آورده است . ميبدى هم در تفسير كشف الاسرار سفارش هرم را دربارهء اين آيات نقل كرده است .