ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
134
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) عمر بن خطاب را درك كرده ولى از او روايت نكرده است . مهلب از سمرة بن جندب و جز او روايت كرده است . او والى خراسان بوده و به سال هشتاد و سوم به روزگار خلافت عبد الملك بن مروان در مرورود در گذشته است . او پسر خود يزيد بن مهلب بن ابى صفرة را به جانشينى خود بر خراسان گماشته است و حجاج بن يوسف هم او را بر آن كار برقرار داشته است . بجالة بن عبدة او دبير جزء بن معاويه عموى احنف بن قيس بوده است . او مىگويد نامهء عمر بن خطاب به ما رسيد كه نوشته بود همهء مردان و زنان جادوگر را بكشيد و نامهء او دربارهء مجوسيان هم به ما رسيد . ابو قتاده عدوى نامش تميم و نام پدرش نذير و محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده است . ابو الدهماء عدوى نامش قرفة و نام پدرش بيهس و محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده است . او از عمران بن حصين روايت كرده و در برخى روايات نامش مالك و نام پدرش سهم است . ابو زينب گويد عبد الملك بن عمرو پدر عامر عقدى ، از شعبه ، از عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است از ابو زينب كه به روزگار عمر در جهاد شركت كرده بود شنيدم مىگفت * به جهاد رفتيم ، ابو بكرة و ابو برزه و عبد الرحمان بن سمره همراهمان بودند و از ميوهها مىخورديم .