ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

99

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گويد سعيد بن منصور ، از گفتهء عطّاف بن خالد ، از عبد العزيز بن قدير بصرى ما را خبر داد كه مىگفته است * به احنف گفته شد اى ابو بحر چه حوصله و درنگى دارى . گفت : قضا را چنان است كه در سه باره در خويشتن شتاب مىبينم نخست در نمازم كه چون وقتش فرا رسد شتابان انجام دهم و دربارهء پيكرم پس از مرگ كه با شتاب آن را به خاك بسپرم و در گور پنهان سازم ، سوم دربارهء دخترم كه اگر كسى كه مناسب اوست از او خواستگارى كند شتابان عروسش كنم . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ، از ازرق بن قيس ما را خبر داد كه مىگفته است * احنف بن قيس خوش نمىداشت در محرابى كه اطراف آن را نرده كشيده‌اند نماز بگزارد . « 1 » گويد همين عفان با همين اسناد ما را خبر داد كه * احنف خوش نمىداشته است روز جمعه پيش از آمدن امام جمعه از ميان مردم بگذرد و آنان را به زحمت اندازد . گويد فضل بن دكين ، از سفيان ، از اسماعيل ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن احنف بالاپوش خز ديدم . گويد شهاب بن عباد عبدى ، از ابراهيم بن حميد رواسى ، از اسماعيل بن ابى خالد ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن احنف بالا پوش و عمامهء خز و نيم تنهء يمنى ديدم و سوار بر استر بود . احنف دوست مصعب بن زبير بود و براى ديدن مصعب كه در آن هنگام والى كوفه بود به كوفه آمد و همان جا و پيش مصعب در گذشت . مصعب را در تشييع جنازه احنف ديدند كه بدون پوشيدن ردا پياده حركت مىكند . « 2 » ابو عثمان نهدى نامش عبد الرحمان و پسر ملّ بن عمرو بن عدىّ بن وهب بن ربيعة بن سعد بن جذيمة بن كعب بن رفاعة بن مالك بن نهد بن زيد بن ليث بن سود بن اسلم بن الحاف بن قضاعة است .

--> ( 1 ) مقصوره نرده‌هاى بلندى كه بر گرد محراب براى محفوظ ماندن پيشنماز از حمله و غافلگير شدن مىكشيده‌اند و اين كار را نخست معاويه معمول كرد . ( 2 ) احنف در گذشته به سال 72 هجرى است به زركلى ، الاعلام ، ج 1 ، ص 262 مراجعه فرماييد .