ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

48

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) سعد آزاد كردهء اسود بن سفيان نقل مىكند عثمان بن عفان را در حالى كه زوراء را مىساخت ديدم كه سوار بر استرى تنومند است و ريش او زرد بود . گويد : محمد بن اسماعيل نگفته است بر استرى تنومند بلكه يزيد بن هارون چنان توصيفى براى استر آورده است . [ 1 ] خالد بن مخلد از حكم بن صلت ، از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفته است عثمان بن عفان را در حال ايراد خطبه ديدم كه ردايى سياه بر دوش داشت و ريش خود را حنا بسته بود . يزيد بن هارون از شريك بن عبد اللَّه ، از قول پيرمردى از قبيلهء حاطبىها نقل مىكند كه مىگفته است عثمان بن عفان را بر منبر ديدم در حالى كه پيراهنى قوهى [ از مناطق نزديك رى كه پنبه‌اش معروف است . ] بر تن داشت . هشيم بن بشير از حصين ، از عمرو بن جاودان ، از احنف بن قيس نقل مىكند كه مىگفته است عثمان را ديدم در حالى كه دو جامه سرخ بر تن داشت . واقدى از عبد اللَّه بن محمد ، از ثابت بن عجلان ، از ابو عامر سليم نقل مىكند كه مىگفته است بر تن عثمان بردى يمنى ديدم كه صد درم ارزش داشت . همچنين واقدى از ابن ابى سبرة ، از مروان بن ابو سعيد بن معلّى ، از اعرج ، از محمد بن ربيعة بن حارث نقل مىكند كه مىگفته است اصحاب پيامبر ( ص ) گاهى به خاطر زنان خود لباسهاى زيبا و گران مىپوشيدند ، چنانچه بر تن عثمان ردايى از خز ديدم كه دويست درم ارزش داشت و گفت : اين جامه را به خاطر نائله و براى او پوشيده‌ام تا او را خوشنود سازم . واقدى مىگويد از عمرو بن عبيد اللَّه بن عنبسة و عروة بن خالد بن عبد اللَّه بن عمرو بن عثمان و عبد الرحمن بن ابى الزناد از صفات ظاهرى و شكل عثمان سؤال كردم و ميان ايشان اختلافى نديدم كه همگى مىگفتند : مردى ميانه بالا و خوش چهره و پوست نازك و داراى ريش بزرگ و انبوه و گندمگون بود . استخوان بندى درشت داشت و چهار شانه بود . موهاى سرش زياد بود و معمولا ريش خود را زرد مىكرد . واقدى از واقد بن ابى ياسر نقل مىكند * عثمان بر دندانهاى خود روكش طلا داشت .

--> [ 1 ] . زوراء ، نام خانهء عثمان در مدينه است ، رك : معجم البلدان ، ج 4 ، ص 412 ، ضمنا ملاحظه مىفرماييد كه در نقل حديث تا چه اندازه رعايت امانت مىكرده‌اند . - م .