ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

340

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) از بنى جمح بن عمرو بن هصيص بن كعب بن لوى عثمان بن مظعون ابن حبيب بن وهب حذافة بن جمح ، كنيه‌اش ابو سائب و مادرش سخيلة دختر عنبس بن وهبان بن وهب بن حذافة بن جمح است . عثمان بن مظعون داراى دو پسر به نام عبد الرحمن و سائب بوده است كه مادرشان خولة دختر حكيم بن امية بن حارثة بن اوقص از بنى سليم است . واقدى از محمد بن صالح ، از يزيد بن رومان نقل مىكند كه مىگفته است * عثمان بن مظعون و عبيدة بن حارث بن مطلب و عبد الرحمن بن عوف و ابو سلمه بن عبد الاسد و ابو عبيدة بن جراح راه افتادند و با هم به حضور پيامبر ( ص ) رفتند و آن حضرت اسلام را بر ايشان عرضه داشت و شرايع آن را براى ايشان بيان فرمود و همگى با هم و در يك ساعت مسلمان شدند و اين موضوع پيش از ورود رسول خدا به خانهء ارقم و آشكار ساختن دعوت بود . به روايت واقدى و ابن اسحاق ، عثمان بن مظعون در هر دو هجرت مسلمانان به حبشه شركت داشته است . محمد بن عبد الله اسدى از عمر بن سعيد ، از عبد الرحمن بن سابط نقل مىكند كه مىگفته‌اند * عثمان بن مظعون در جاهليت مى و مشروب را بر خود حرام كرده بوده و مىگفته است : من چيزى را كه عقل مرا مىبرد و سبب مىشود اشخاص پست‌تر از خودم بر من بخندند و مرا وادار بر آن مىكند كه دختر خودم را به كسى كه نمىخواهم تزويج كنم ، نمىآشامم و چون آيهء سورهء مائدة دربارهء خمر نازل شد مردى بر او گذشت و گفت : شراب حرام شد و آن آيه را براى او خواند . عثمان بن مظعون گفت : مرگ بر مى و مشروب كه چشم من بر آن دوخته شده بود تا حرام شود . محمد بن يزيد واسطى و يعلى بن عبيد طنافسى از سعد بن مسعود و عمارة بن غراب نقل مىكنند كه مىگفته‌اند * عثمان بن مظعون به حضور پيامبر آمده و گفته است : دوست ندارم كه همسرم مرا برهنه يا عورت مرا ببيند . پيامبر ( ص ) فرمود : چرا ؟ گفت : شرم مىكنم و خوش نمىدارم . پيامبر فرمود : خداوند همسرت را براى تو همچون لباس و عيب پوش قرار