ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

333

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) حنوط كردن سعيد بن زيد شد و جنازه‌اش را بر دوش حمل كرد و بدون اينكه وضو بگيرد وارد مسجد شد و نماز گزارد . عبد الله بن نمير از عبيد الله بن عمر ، و از نافع نقل مىكند ابن عمر ، سعيد بن زيد را حنوط كرد و به او گفتند : برايت مشك هم بياوريم ؟ گفت : آرى و هر بوى خوش ديگرى و چه عطرى بهتر از مشك است ؟ وكيع بن جراح و معن بن عيسى از عبد الله بن عمر عمرى ، از نافع ، از ابن عمر نقل مىكند روز جمعه خبر مرگ سعيد بن زيد به مدينه رسيد و با آنكه ابن عمر مشغول فراهم ساختن مقدمات نماز جمعه بود ، خود را به عقيق رساند و در نماز جمعه شركت نكرد . يزيد بن هارون هم از يحيى بن سعيد ، از نافع همين مطلب را نقل مىكند . معن بن عيسى از مالك نقل مىكند كه مىگفته است * از گروهى شنيدم سعيد بن زيد بن عمرو در عقيق درگذشت و جنازه‌اش را به مدينه آوردند و دفن كردند . فضل بن دكين از ابن عيينه هم روايت مىكند كه * به هنگام احتضار سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل ، عبد الله بن عمر را فرا خواندند و او با اينكه براى نماز جمعه آماده مىشود خود را نزد او رساند و نماز جمعه را ترك كرد . واقدى از عبد الملك بن زيد كه از نوادگان سعيد بن زيد است ، از قول پدرش نقل مىكند * سعيد بن زيد در محل عقيق درگذشت و او را بر دوش مردان به مدينه آوردند و آن جا او را دفن كردند و سعد بن ابى وقاص و ابن عمر وارد گور او شدند و اين در سال پنجاه يا پنجاه و يك بود . سن سعيد بن زيد به هنگام مرگ هفتاد و چند سال بود ، سعد مردى بلند قامت ، سيه‌چرده و پر مو بود . واقدى از حكيم بن محمد از نوادگان مطلب بن عبد مناف ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است بر نگين انگشتر سعيد بن زيد آيتى از آيات قرآن نوشته شده بود . واقدى مىگويد : از لحاظ ما و از نظر تمام علماى مدينه و دانشمندان محرز و ثابت است كه سعيد بن زيد در عقيق در گذشته است و جنازه‌اش را به مدينه آوردند و آن جا دفن كردند ، و سعد بن ابى وقاص و عبد الله بن عمر و گروهى از اصحاب رسول خدا ( ص ) و خويشاوندان و افراد خانواده‌اش در تشييع جنازه حضور داشتند و به همين طريق هم آن را نقل كرده‌اند . ولى گروهى از اهل كوفه نقل مىكنند كه سعيد بن زيد در كوفه به روزگار خلافت معاوية بن ابى سفيان در گذشته و مغيرة بن شعبه بر او نماز گزارده و او از طرف معاويه در آن هنگام