ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
272
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) برايم گفتند كه عمر در قحط سال رماده تا هنگامى كه گرفتارى مردم مرتفع نشده بود با هيچ زنى هم بستر نگرديد . واقدى از يزيد بن فراس ديلى ، از پدرش نقل مىكند * عمر بن خطاب همه روزه براى سفره خود بيست شتر از شتران پروارى كه عمرو عاص از مصر فرستاده بود مىكشت ، [ يعنى براى پذيرايى از عموم مردم مستمند ] . واقدى از جحاف بن عبد الرحمن ، از عيسى بن عبد الله بن مالك دار ، از مالك نقل مىكند * چون در قحط سال رماده عمر براى عمرو عاص نوشت كه از راه خشكى و دريا گندم و خوراكى بفرستد از راه دريا بيست كشتى را روانه كرد كه آرد و روغن بردند و هزار شتر هم كه فقط آرد و گندم بود از راه خشكى روانه كرد . معاويه هم سه هزار شتر كه آرد حمل مىكردند روانه كرد ، همچنين سه هزار عباى شامى فرستاد . عمرو عاص هم پنج هزار عبا فرستاد . فرماندار كوفه هم دو هزار شتر كه آرد حمل مىكردند فرستاد . واقدى از همين راوى ، از عيسى بن معمر نقل مىكند عمر بن خطاب در قحط سال رماده به دست كودكى از فرزندان خود هندوانه كوچكى ديد . گفت : بهبه آفرين به پسر امير المؤمنين كه ميوه مىخورد در حالى كه امت محمد ( ص ) لاغر و گرسنهاند ، كودك گريخت و گريست و عمر هم پس از اينكه دانست كه آن را با پرداخت يك مشت هسته خريده است سكوت كرد . واقدى از محمد بن حجازى ، از قول پير زنى از قبيلهء جهينه كه در كودكى خود عمر را درك كرده بود ، از قول پدرش نقل مىكند * عمر بن خطاب مىگفته است تا آن جا كه بتوانم مردم را اطعام مىكنيم و اگر نتوانستيم و ناياب شد به شمار افراد خانوادههايى كه ثروت داشته باشند از مستمندان را به آنان مىسپاريم تا خداوند متعال باران و نعمت فرستد . محمد بن عبيد هم از ابن عمر ، از عمر نقل مىكند كه مىگفته است * اگر مالى پيدا نكنيم كه مردم را در گشايش و فراخى بگذارد به تعداد افراد خانوادهها از مستمندان را به آنان مىسپارم كه نيمى از مصرف خوراكيهاى خود را در اختيار آنان بگذارند تا اين گرفتارى رفع شود و ثروتمندان هم از اينكه نيمى از مصرف غذاى خود را بدهند هلاك نخواهند شد . واقدى از قول عبد الله بن جعفر رقى ، از ام بكر دختر مسور بن مخرمة ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * پس از رفع قحطى در سال رماده از عمر شنيدم مىگفت : اگر