ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

206

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) واقدى از محمد بن عبد الله ، از زهرى ، از عبيد الله بن عبد الله بن عتبه نقل مىكند چون رسول خدا ( ص ) محل خانه‌ها را تعيين فرمود براى ابو سلمه هم محل خانه‌اش را كنار محلهء بنى عبد العزيز كه امروز زهرىها آن جا ساكن‌اند معين ساخت ، و او همراه ام سلمه مىزيست و بعد آن خانه را فروختند و به محلهء بنى كعب منتقل شدند . واقدى از عمر بن عثمان ، از عبد الملك بن عبيد ، از عبد الرحمن بن سعيد بن يربوع ، از عمر بن ابى سلمه نقل مىكند * ابو سلمه در جنگ بدر و احد شركت كرد و ابو اسامه جشمى در جنگ احد با زوبين بازوى او را زخمى ساخت . ابو سلمه يك ماه آن را معالجه مىكرد و ظاهرا هم خوب شده بود ، ولى بدون اينكه متوجه باشد زخم چرك كرد . پيامبر ( ص ) او را در آغاز محرم كه سى و پنجمين ماه هجرت بود به سريه‌اى به ناحيهء قطن فرستادند و او ده و چند شب از مدينه غايب بود سپس به مدينه آمد و زخمش او را بسترى كرد و سه شب از جمادى الآخره گذشته درگذشت . او را از چاه يسيرة كه در منطقهء بالاى مدينه و به خاندان بنى امية بن زيد تعلق داشت غسل دادند و ابو سلمه هنگامى كه از قبا بيرون آمده بود آن جا منزل كرد . جسد ابو سلمه را كنار آن چاه غسل دادند و نام آن چاه در جاهليت عسير بود و پيامبر ( ص ) نام آن را به يسيرة تغيير دادند آن گاه جسدش را از آن محله آوردند و در مدينه دفن كردند . عمر بن ابى سلمه مىگويد : مادرم چهار ماه و ده روز عده نگه داشت . يزيد بن هارون از ابن ابى ذئب و عثمان بن عمر از يونس بن يزيد همگى ، از زهرى ، از قبيصة بن ذؤيب نقل مىكنند * چون مرگ ابو سلمه فرا رسيد پيامبر ( ص ) آن جا حاضر شدند . ميان ايشان و زنان پرده‌اى افكنده بود و زنها شروع به گريستن كردند . پيامبر ( ص ) فرمود : مرده حاضر است و بر آنچه اهل او بگويند آمين مىگويد و چون روح از تن جدا مىشود چشم نگران است و به آن مىنگرد و چون جان و از بدن ابو سلمه بيرون شد ، رسول خدا ( ص ) كف دست خود را روى چشمهاى او كشيد و آنها را بر هم نهاد . وكيع بن جراح و فضل بن دكين و محمد بن عبد الله اسدى از سفيان ، از خالد حذّاء ( كفش دوز ) ، از ابو قلابه ، از فبيصة بن ذؤيب و همچنين معن بن عيسى و محمد بن اسماعيل بن ابى فديك هم مىگويند * پيامبر ( ص ) چشمان ابو سلمه را پس از مرگ بست . عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از ايوب ، از ابو قلابه نقل مىكند * پيامبر ( ص ) وارد خانهء ابو سلمه شد و هماندم ابو سلمه درگذشت . زنان شيون كردند و رسول خدا فرمود : براى خودتان دعاى خير كنيد كه فرشتگان كنار جسد مرده حاضرند و كنار افراد خانوادهء مرده