ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
197
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) را نازل فرمود . صهيب گفت : اى رسول خدا من فقط يك كيلو آرد داشتم كه آن را در ابواء خمير كردم و تا اينجا همان زاد و توشهام بود . واقدى از عاصم بن عمر بن قتاده نقل مىكند چون صهيب به مدينه رسيد در خانهء سعد بن خيثمه منزل كرد و معمولا اصحاب مجرد رسول خدا ( ص ) به خانهء او وارد مىشدند . واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم بن حارث تيمى ، از پدرش نقل مىكند * رسول خدا ( ص ) ميان صهيب بن سنان و حارث بن صمّه عقد برادرى بست . گويد ، صهيب در جنگ بدر و احد و خندق و ديگر جنگها همراه رسول خدا ( ص ) بود . سليمان بن حرب از جرير بن حازم ، از يعلى بن حكيم ، از سليمان بن ابى عبد الله نقل مىكند * صهيب مىگفته است بياييد تا از جنگهاى خود براى شما حديث كنم و من فقط خواهم گفت رسول خدا ( ص ) چنين فرمود و چنين كرد . واقدى از فليح بن سليمان ، از عامر بن عبد الله بن زبير ، از پدرش نقل مىكند * عمر ضمن وصيتهايى كه به اهل شورى كرده است اين بوده است كه صهيب براى شما نماز گزارد [ عهدهدار امانت در نماز باشد ] . واقدى از طلحة بن محمد بن سعيد ، از پدرش ، از سعيد بن مسيب نقل مىكند * چون عمر مرد مسلمانان ديدند صهيب به دستور عمر در نمازهاى پنجگانه بر آنها پيشنمازى مىكند . اين بود كه همو را مقدم داشتند تا بر جنازهء عمر هم نماز بگزارد . واقدى از ابو حذيفه كه مردى از فرزندزادگان صهيب است ، از پدرش ، از جدش نقل مىكند * صهيب در شوال سال سى و هشت در هفتاد سالگى در مدينه در گذشت و او را در بقيع به خاك سپردند . واقدى مىگويد : صهيب از عمر نقل حديث مىكرده است . عامر بن فهيرة آزاد كردهء ابو بكر صديق و كنيه او ابو عمرو است . واقدى از معمر ، از زهرى ، از عروه ، از عايشه ضمن حديث مفصلى مىگويد * عامر بن فهيره از طفيل بن حارث برادر مادرى عايشه بوده است و چون عامر مسلمان شده بود ابو بكر او را خريد و آزاد كرد و عامر مقدارى از گوسپندان شيرده ابو بكر را به چرا مىبرد .