ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

193

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) على ( ع ) آمد . آن حضرت فرمود : اى برادرزاده جلو بيا و او را بر تشكچه خود نشاند و فرمود : به خدا سوگند اميدوارم من و پدر اين از آنان باشيم كه خداوند فرموده است « و بيرون مىكشيم از سينه‌هاى آنان كينه را و برادران هستند بر كرسيهاى روياروى » ، ابن لوّاء گفت : خداوند عادل‌تر از اين است . على ( ع ) با تازيانهء خود ضربه‌اى به او زد و فرمود : تو اى بى مادر و دوستانت منكر اين هستيد ؟ فضل بن دكين از ابان بن عبد الله بجلى ، از نعيم بن ابى هند ، از ربعى بن حراش نقل مىكند كه مىگفته است * در حضور على ( ع ) نشسته بودم كه پسر طلحه آمد و سلام داد ، على ( ع ) به او خوشامد گفت ، او گفت : اى امير مؤمنان به من خوشامد مىگويى و حال آنكه پدرم را كشتى و اموال مرا گرفته‌اى ؟ على ( ع ) فرمود : اما اموال شما در بيت المال است پيش خزانه‌دار برو و بگير و اما اينكه مىپندارى پدرت را من كشته‌ام ، اميدوارم من و پدرت از آنان باشيم كه خداوند درباره‌شان فرموده است « و بيرون مىكشيم از سينه‌هاى آنان كينه را و برادران هستند بر كرسيهاى روياروى » ، مردى يك چشم از قبيلهء همدان گفت : خداوند عادل‌تر از اين است ، و على ( ع ) چنان فريادى كشيد كه خانه به لرزه در آمد و فرمود : اگر ما از آن گروه نباشيم پس چه كسى خواهد بود ؟ حفص بن عمر حوضى هم از عبيدة بن ابى ريطه ، از ابو حميدة على بن عبد الله ظاعنى نقل مىكند * چون على ( ع ) به كوفه آمد ، كسى پيش دو پسر طلحه فرستاد و پيام داد كه اى برادرزادگان برويد و زمينهاى خود را بگيريد كه ما فقط از ترس اينكه مردم آن را نربايند تصرف كرديم و اميدوارم من و پدرتان از آنان باشيم كه خداوند متعال درباره‌شان فرموده است : « و بيرون كشيديم از سينه‌هايشان كينه را و آنان برادران‌اند و بر تختهاى روياروى » ، حارث همدانى گفت : خدا عادل‌تر از اين است . على ( ع ) يقه او را گرفت و دو مرتبه فرمود : اى بى مادر اگر ما نباشيم چه كسى است . عبد الله جعفر رقى از عبيد الله بن عمرو ، از زيد بن ابى انيسه ، از محمد انصارى ، از پدرش نقل مىكند كه * روز جنگ جمل مردى آمد و از على ( ع ) اجازه خواست و گفت : براى قاتل طلحه اجازه ورود بخواهيد ، گويد ، شنيدم على ( ع ) فرمود : او را به آتش مژده دهيد . [ 1 ]

--> [ 1 ] . اين چند روايت نمونه‌اى از بزرگ منشى حضرت امير المؤمنين على عليه السلام است كه نسبت به مخالفان سركش خود ابراز فرموده است . - م .