ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
190
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم ، از پدرش نقل مىكند * ارزش غلات طلحه در عراق ميان چهار صد تا پانصد هزار درم بود و از منطقهء سراة ده هزار دينار يا اندكى كمتر و بيشتر درآمد داشت و در اعراض هم كشاورزى داشت و معمولا هيچ مستمندى از بنى تيم را فراموش نمىكرد ، مگر اينكه هزينهء خود و عيالش را مىپرداخت و دختران و كنيزان آنان را عروس مىكرد و وام وامداران را مىپرداخت و به مستمندان ايشان خدمت مىكرد و همه ساله چون محصول مىرسيد ده هزار براى عايشه مىفرستاد و سى هزار درم قرض صبيحة تيمى را پرداخت كرد . واقدى از اسحاق بن يحيى ، از موسى بن طلحة نقل مىكند * معاويه از او پرسيده است طلحه كه خدايش رحمت كناد چه مقدار پول نقد ( زر و سيم ) باقى گذاشت ؟ گفت : دو ميليون و دويست هزار درم و دويست هزار دينار ، در عين حال اموال او از ميان رفت . همه ساله از عراق صد هزار خروار غله داشت و اين غير از درآمد غلات او از ناحية سراة و ديگر جاها بود . خوراك ساليانهء خاندان خود را هم از مزرعهء قناة فراهم مىآورد كه با بيست شتر آبكش آن جا كشاورزى مىشد و طلحه نخستين كسى است كه در قناه گندم كاشت ، معاويه در پاسخ گفت : آرى پسنديده و با سخاوت و شرف زندگى كرد و فقير كشته شد ، خدايش رحمت كناد . واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة ، از محمد بن زيد بن مهاجر ، از ابراهيم بن محمد بن طلحه نقل مىكند كه مىگفته است * ارزش ميراث باقى مانده از طلحه از زمين و دام و اموال و پول نقد ( درم و دينار ) سى ميليون درم بوده است . دو ميليون و دويست هزار درم و دويست هزار دينار نقد باقى گذاشت و بقيه به صورت زمين و دام و كالا بود . واقدى از اسحاق بن يحيى ، از قول مادر بزرگش سعدى دختر عوف مرّى كه مادر يحيى پسر طلحه است نقل مىكند كه مىگفته است * هنگامى كه طلحة بن عبيد الله كشته شد در دست خزانهدارش دو ميليون و دويست هزار درم پول نقد بود و نخلستانها و ديگر اموالش را به سى ميليون درم ارزيابى كردند . واقدى از ابو رجاء ايلى ، از يزيد بن ابى حبيب ، از على بن رباح نقل مىكند كه عمرو بن عاص مىگفته است برايم نقل كردند كه * از طلحة بن عبيد الله يكصد پوست گاو نر انباشته از زر كه در هر يك سيصد رطل طلا بود باقى ماند . واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة ، از مخرمة بن سليمان والبى ، از سائب بن يزيد