ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

184

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) عمران ، كه مادر اين دو پسر حمنة دختر جحش بن رئاب بن بعمر بن صبرة بن مرة بن كبير بن غنم بن دودان بن اسد بن خزيمه است و مادرش اميمه دختر عبد المطلب است ، [ اين دو پسر نوه‌هاى دخترى عمه پيامبر ( ص ) بوده‌اند ] موسى پسر طلحه كه مادرش خوله دختر قعقاع بن معبد بن زرارة بن عدس بن زيد از خاندان بنى تميم است و به قعقاع به واسطهء جود و بخشش او فراهم آورندهء فرات لقب داده بودند . يعقوب بن طلحة كه مردى بسيار بخشنده بود و در واقعهء حره كشته شد و اسماعيل و اسحاق پسران طلحه كه مادر اين سه امّ ابان دختر عتبة بن ربيعة بن عبد شمس بوده است ، و زكريا و يوسف و عايشه كه مادرشان ام كلثوم دختر ابو بكر صديق است ، و عيسى و يحيى كه مادرشان سعدى دختر عوف بن خارجة بن سنان بن ابو حارثه مرّى است ، و ام اسحاق دختر طلحه كه او را حسن بن على ( ع ) به همسرى خود گرفت و براى او طلحه را زاييد و پس از رحلت امام حسن ( ع ) او را امام حسين بن على ( ع ) به همسرى گرفت و براى او فاطمه را زاييد و مادرش جرباء است كه همان ام الحارث دختر قسامة بن حنظله بن وهب بن قيس بن عبيد بن طريف بن مالك بن جدعاء از قبيلهء طئ است ، و صعبة دختر طلحه كه مادرش كنيزى است و مريم دختر طلحه كه مادر او هم كنيز است ، و صالح پسر طلحه كه در كودكى درگذشت و مادرش فرعة دختر على از اسيران بنى تغلب است . واقدى از ضحاك بن عثمان ، از مخرمة بن سليمان والبى ، از ابراهيم بن محمد بن طلحه نقل مىكند * طلحة بن عبيد اللَّه مىگفته است در بازار شهر بصرى بودم ناگاه راهبى از صومعهء خود بانگ برداشت و گفت : بپرسيد كه آيا كسى از اهل مكه ميان اين مردم هست ؟ طلحه مىگويد : گفتم آرى من از اهل مكه‌ام ، گفت : آيا احمد ظهور كرده است ؟ گفتم : احمد كيست ؟ گفت : پسر عبد اللَّه پسر عبد المطلب كه اين ماه ماهى است كه بايد او ظهور كند . او خاتم پيامبران است . در حرم مكه ظهور مىكند و به منطقه‌اى كه داراى نخلستان و زمينهاى آتشفشانى ( سنگهاى آتشفشانى ) و خار و خاشاك است هجرت مىكند ، و بر تو باد كه در ايمان آوردن به او سبقت بگيرى . طلحه مىگويد : سخنى كه او گفت در دل من جاى گرفت و شتابان بيرون آمدم و خودم را به مكه رساندم و گفتم آيا خبر تازه‌اى صورت گرفته است ؟ گفتند : آرى محمد بن عبد اللَّه امين ، مدعى پيامبرى شده و پسر ابو قحافه هم از او پيروى كرده است . گويد : نزد ابو بكر رفتم و پرسيدم آيا از اين مرد پيروى كرده‌اى ؟ گفت : آرى تو هم پيش او برو و از او پيروى كن كه به سوى حق فرا مىخواند ، طلحه آنچه را كه راهب