ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

176

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) دهد و او را سوگند داد كه اگر روزه بود افطار كند تا تواناتر بر آن كار باشد . گويد : اسماء در آخر روز از سوگند ابو بكر يادش آمد و گفت : شربت آبى بياوريد و آشاميد و گفت به خدا سوگند بزه و گناهى متوجه من نيست . معاذ بن معاذ و محمد بن عبد الله انصارى از اشعث ، از عبد الواحد بن صبرة ، از قاسم بن محمد نقل مىكنند * ابو بكر صديق وصيت كرد همسرش اسماء او را غسل دهد و اگر در آن كار ناتوان شد پسرش محمد كه مادرش اسماء بود او را يارى دهد ، واقدى مىگويد : اين سخن سستى است و محمد بن سعد مىگويد اين خطاست . واقدى از ابن جريج ، از عطاء نقل مىكند * ابو بكر وصيت كرد همسرش اسماء بنت عميس او را غسل دهد و اگر ناتوان گشت و لازم شد ، از عبد الرحمن بن ابو بكر كمك بگيرد . واقدى مىگويد : اين درست و ثابت است ، زيرا چگونه ممكن است محمد بن ابو بكر كه در حجة الوداع در ذى الحليفه متولد شده و به هنگام مرگ ابو بكر سه سال بيشتر نداشته است يا نزديك به آن مادرش را در غسل پدرش يارى دهد . معن بن عيسى از ابو معشر ، از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكند اسماء دختر عميس ابو بكر را غسل داده است . معن بن عيسى از مالك ، از عبد الله بن ابو بكر نقل مىكند * اسماء دختر عميس همسر ابو بكر او را غسل داد و سپس بيرون آمد و از مهاجرانى كه آن جا بودند پرسيد من روزه‌ام و امروز هم روز سردى است آيا غسل بر من واجب است ؟ گفتند : نه . واقدى از عبد الله بن جعفر ، از ابو عبيد حاجب سليمان ، از عطاء نقل مىكند كه مىگفته است * اسماء دختر عميس او را در بامدادى سرد غسل داد و از عثمان پرسيد آيا لازم است او هم غسل كند ، عثمان گفت : نه و عمر هم اين سخن را شنيد و انكار نكرد . وكيع بن جراح از حنظلة ، از قاسم بن محمد نقل مىكند كه مىگفته است * ابو بكر را در دو چادر كه يكى سپيد و ديگرى با گل سرخ رنگ كرده بود كفن كردند ، و ابو بكر غالبا مىگفت : شخص زنده نيازمندتر به جامه‌هاى نو و نيكوست كه كفن ميت براى چيزهايى است كه از بينى و دهانش بيرون مىآيد . يزيد بن هارون از حميد طويل ، از بكر بن عبد الله مزنى نقل مىكند * ابو بكر را در دو جامه كفن كردند . عبد الله بن نمير از عبيد الله بن عمر ، از عبد الرحمن بن قاسم ، از پدرش نقل مىكند