ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
103
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) كه اسلام در تمام خانههاى انصار آشكار شد و قسمتهاى بالاى مدينه هم به جز چند خانواده از قبيلهء اوس كه خطمة و وائل و واقف بودند مسلمان شدند و مصعب براى آنان قرآن مىخواند و احكام دين را به ايشان آموزش مىداد . آن گاه مصعب براى پيامبر ( ص ) نامه نوشت و از آن حضرت اجازه گرفت تا با مسلمانان مدينه نماز جمعه بگزارد ، پيامبر ( ص ) اجازه فرمود و دستور داد براى مصعب بنويسند منتظر بمان تا روزى كه يهوديان آشكارا مقدمات مراسم شنبه خود را آماده مىكنند ، در آن روز پس از آنكه ظهر شد خطبه بخوان و دو ركعت نماز بگزار ، مصعب بن عمير نخستين بار مسلمانان را در خانهء سعد بن خيثمه جمع كرد و آنان دوازده تن بودند و فقط گوسپندى براى آنان كشته شد ، و مصعب نخستين كس است كه نماز جمعه گزارد . گروهى از انصار هم روايت كردهاند كه نخستين كس ابو امامه اسعد بن زراره بود كه با ايشان نماز جمعه گزارد ، آن گاه مصعب بن عمير از مدينه همراه هفتاد نفر از حجاج اوس و خزرج بيرون آمد و همين گروه هفتاد نفرى هستند كه در عقبه دوم به حضور پيامبر رسيدند . اسعد بن زراره هم در اين سفر همراه مصعب بود ، مصعب چون به مكه رسيد نخست به خانهء پيامبر ( ص ) رفت و به خانهء خود نزديك هم نشد و شروع به گزارش وضع انصار و سرعت ايشان در مسلمان شدن كرد و پيامبر ( ص ) منتظر اسلام ايشان مىبود و از اخبارى كه مصعب داد سخت خوشنود شد . چون به مادر مصعب خبر رسيد كه او به مكه آمده است پيام داد كه اى نافرمان به شهرى كه من هستم مىآيى و نخست به ديدن من نمىآيى ، گفت : من به خانهء هيچ كس پيش از خانه پيامبر ( ص ) نمىروم . مصعب پس از اينكه گزارش كارهاى خود را به رسول خدا داد نزد مادرش رفت . مادر به او گفت : آيا هنوز هم همچنان از دين برگشتهاى ، گفت : من به دين رسول خدا ( ص ) هستم و آن آيينى است كه خداوند براى خود و رسولش برگزيده است . گفت : حاضر نيستى شكرگزار مراثى من باشى كه يك بار در حبشه و يك بار كه در مدينه بودى سرودم ، مصعب گفت : من همچنان به دين خود پايدارم ، هر چند شما مرا آزار دهيد و بيازماييد . مادر خواست او را حبس كند . مصعب گفت : مادر اگر مرا حبس كنى وادار خواهم شد كه هر كس را متعرض من بشود بكشم . مادر گفت : پى كار خود برو و شروع به گريستن كرد . مصعب گفت : مادرجان من خيرخواه و بر تو مهربانم گواهى بده كه خدايى جز خداى يگانه نيست و محمد ( ص ) بنده و رسول اوست . گفت : سوگند به ستارگان درخشنده كه من به