ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
98
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) جرير بن خطفى هم مىگويد [ 1 ] : « مصيبت بزرگ مصيبت كسى است كه گور او در وادى السباع و كشتارگاه اوست ، چون خبر مرگ زبير رسيد باروهاى مدينه و كوهها به زانو در آمدند و فرو ريختند ، دختران زبير در ماتم گريستند ولى گريه بر كسى كه آن را نمىشنود بازتابى ندارد . » [ 2 ] احمد بن عمر ؟ ! از عبيد الله بن عروة بن زبير ، از برادرش عبد الله بن عروة ، از عروة نقل مىكند كه مىگفته است * پدرم در جنگ جمل كشته شد و سن او شصت و چهار سال بود . [ 3 ] واقدى از مصعب بن ثابت بن عبد الله بن زبير نقل مىكند كه مىگفته است * زبير بن عوام در جنگ بدر شركت كرد و در آن هنگام بيست و نه ساله بود و در شصت و چهار سالگى كشته شد . موسى بن اسماعيل از جرير بن حازم نقل مىكند كه مىگفته است * حسن بصرى از زبير ياد كرد و گفت : جاى شگفت از زبير است كه به دامن عربى از بنى مجاشع چسبيده بود و مىگفت مرا پناه ده ، مرا پناه ده تا آنكه كشته شد و به خدا سوگند كه آن شخص كفو و هم شأن او نبود كه زبير خود در پناهى محكم و استوار بود . قبيصة بن عقبه از سفيان ، از منصور ، از ابراهيم نقل مىكند كه * ابن جرموز از على ( ع ) اجازه خواست به حضورش بيايد . آن حضرت را خشمگين يافت . او گفت : اين پاداش من است ، على فرمود : بر دهان تو خاك باد من اميدوارم كه من و طلحه و زبير از آنانى باشيم كه خداوند متعال در حق ايشان فرموده است « و به در آوريم آنچه در سينههاى آنهاست از كينه برادران بر كرسيهاى رو به رو [ 4 ] » همين راوى از سفيان ، از جعفر بن محمد ( ع ) ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است على ( ع ) فرمود : اميدوارم من و طلحه و زبير از آنان باشيم كه خداى من در حق آنان چنين
--> [ 1 ] . جرير بن عطية بن حذيفه ، از شعراى نامدار قرن اول و آغاز قرن دوم هجرى ، هشتاد و چند سال زندگى كرد و در سال 110 هجرت درگذشت پدرش ملقب به خطفى بوده است . [ 2 ] . ان الرزية من تضمن قبره * وادى السباع لكن جنب مصرع لمّا اتى خبر الزبير تواضعت * سور المدينه و الجبال الخشع و بكى الزبير بناته فى ماتم * ماذا يرد بكاء من لا يسمع [ 3 ] . ظاهرا اشتباه است و محمد بن عمر صحيح است كه همان واقدى است . - م . [ 4 ] . آيهء 47 از سورهء پانزدهم - حجر - كه در وصف پرهيزكاران ورودشان به بهشت است . - م .