ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
69
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) عبد اللّه بن مسلمة بن قعنب از عبد العزيز بن ابو حازم ، از پدرش ، از سهل بن سعد نقل مىكند كه مىگفته است * ما خندق را مىكنديم و پيامبر ( ص ) آمد و ما مشغول خاككشى بوديم و رسول خدا چنين گفت : عيش و زندگى جز زندگى آن جهانى نيست ، خدايا انصار و مهاجران را بيامرز . عبد الوهّاب بن عطاء از شعبه ، از ابو اسحاق همدانى ، از براء بن عازب نقل مىكند كه مىگفته است * روز احزاب پيامبر ( ص ) همراه ما خاك مىكشيد و گرد و خاك ، گودى شكمش را پوشانده بود و اين رجز را مىخواند : پروردگارا ، اگر تو نبودى ما رهنموده نمىشديم و زكات نمىپرداختيم و نماز نمىگزارديم . آرامشى بر ما فرو فرست و در برخورد با دشمن ما را پديدار بدار آنان بر ما ستم كردند و چون فتنهانگيزى كنند ما از آن خوددارى مىكنيم . [ 1 ] و در آخر آواز خود را بلندتر مىفرمود . ابو الوليد طيالسى از ابو عوانة ، از ابو بشر ، از سعيد بن جبير كه روز خندق در مدينه بوده است نقل مىكند كه مىگفته است * ابو سفيان بن حرب با قريش و پيروان خود از بنى كنانه آمده بود ، و عيينة بن حصن با پيروانش از غطفان آمده بود ، و طليحه با پيروان خود از قبيلهء بنى اسد و ابو الاعور با پيروان خود از بنى سليم و بنى قريظه آمده بود و ميان بنى قريظه و رسول خدا ( ص ) پيمان بود و بنى قريظه پيمان شكسته و مشركان را يارى داده پشتيبانى كردند . خداوند متعال دربارهء بنى قريظه اين آيه را نازل فرمود : « و فرود آورد آنانى از اهل كتاب را كه از مشركان پشتيبانى كرده بودند از دژهايشان . » [ 2 ] پس در اين هنگام جبرئيل ( ع ) با طوفان آمد و پيامبر ( ص ) به ديدن جبرئيل سه بار فرمود : مژده باد بر شما . و خداوند طوفان را بر آنان چيره فرمود چندان كه خيمهها را از جاى كند و ديگ و ديگدانها را سرنگون ساخت و پالانها و جهازهاى شتران زير شن پنهان شد و ميخها از جاى درآمد و
--> [ 1 ] لا همّ لو لا انت ما اهتدينا * و لا تصدّقنا و لا صلّينا فانزلن سكينة علينا * و ثبّت الاقدام ان لاقينا انّ الاولى لقد بغو علينا * اذا ارادوا فتنة ابينا [ 2 ] آيهء 27 از سورهء احزاب . - م .