ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
66
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) « از بس بر جمع آنان آواز دادم و مبارز خواستم صدايم گرفت . » [ 1 ] و عمرو نود ساله بود و علىّ بن ابى طالب ( ع ) گفت : من با او كارزار مىكنم . پيامبر ( ص ) شمشير خود را به علىّ ( ع ) داد و بر سر او عمامه بست و عرض كرد : بار خدايا او را پيروز گردان . علىّ ( ع ) به مقابلهء عمرو رفت و دو هماورد به يك ديگر نزديك شدند و جنگ درگرفت و گرد و غبار برخاست و علىّ ( ع ) ضربتى به او زده او را كشت [ 2 ] و تكبير گفت . همو گويد ، چون بانگ تكبير را شنيديم ، دانستيم كه علىّ ( ع ) او را كشته است و همراهان عمرو بن عبد ودّ شتابان گريختند و چابكى اسبهايشان آنان را از معركه بيرون برد ولى زبير بن عوّام بر نوفل بن عبد اللّه حمله برد و شمشير را چنان به دو زد كه او را دو نيم ساخت . مشركان بنا نهادند كه فرداى آن روز هم حمله آوردند و شب را بيدار مانده سپاه خود را آماده ساختند و لشكرهاى خود را از چند جانب حركت دادند . لشكرى بزرگ به سردارى خالد بن وليد به پيامبر و اصحاب حمله آورد و مسلمانان و رسول خدا ( ص ) آن روز را تا پارهيى از شب كارزار كردند و مشركان نتوانستند مسلمانان را از جاى خود عقب بنشانند و پيامبر ( ص ) و اصحاب نتوانستند نماز ظهر و عصر را بگزارند و امكان گزاردن نماز مغرب و عشاء نيز فراهم نيامد تا آنكه مشركان ناچار پراكنده شدند و به لشكرگاه خود بازگشتند و مسلمانان نيز خود را به سراپردهء رسول خدا ( ص ) رساندند و اسيد ابن حضير با دويست تن از مسلمانان به نگهبانى خندق پرداخت . خالد بن وليد با گروهى از سواران به خيال شبيخون حمله آورد و ساعتى تير انداختند . وحشىّ [ قاتل حمزه در جنگ احد ] نيز با مشركان بود و با زوبين خود طفيل بن نعمان از بنى سلمة را كشت و متفرق شدند . آن گاه پيامبر ( ص ) به سراپردها خود بازگرديد و بلال را امر فرمود براى نماز ظهر اذان و اقامه بگويد و چون نماز ظهر را گزارد ،
--> [ 1 ] . و لقد بحجت من النداء * لجمعهم هل من مبارز اين بيت در مغازى واقدى هم به همين صورت تك بيتى آمده است ، در سيرهء ابن هشام و كامل ابن اثير نيامده است ولى در ابو الفتوح رازى ، تفسير ، چاپ مرحوم شعرانى ، ج 9 ، ص 115 به صورت چهار بيت و چهار بيت هم پاسخ على ( ع ) ضبط شده است . - م . [ 2 ] . در مورد اين ضربت ، رسول خدا ( ص ) فرمود كه برتر از اعمال امّت من تا روز قيامت است . براى اطلاع از مآخذ اهل سنت كه اين حديث را نقل كردهاند ، ر ك : استاد سيد مرتضى حسينى فيروز آبادى ، فضائل الخمسه من الصحاح السّنة ، ج 2 ، چاپ سوم ، بيروت ، 1973 ، ص 320 . - م .