ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
61
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) و در اين غزوه پيامبر ( ص ) با عيينة بن حصن قرار داد كه مىتواند دامهاى خود را در تغلمين و مراتع پشت آن به چرا بفرستد . و آن جا نسبتا سرسبز بود و سرزمين عيينة خشك بود - و تغلمين بر دو ميلى مراض است و مراض در سى و شش ميلى مدينه ، بر راه ربذه . غزو مريسيع [ 1 ] پس آن گاه در ماه شعبان سال پنجم از هجرت غزو مريسيع واقع شد . گويند بلمصطلق [ 2 ] كه گروهى بودند از خزاعه ، و از همپيمانان بنى مدلج ، كنار چاهى به نام مريسيع مقام داشتند ، و ميان آن چاه و فرع يك روزى راه است و از فرع تا مدينه هشت منزل است . مهتر آنان مردى بود نام او حارث بن ابى ضرار و او بيرون از قوم خود گروهى ديگر از اعراب را هم جمع كرد و آنان را به جنگ رسول خدا ( ص ) فراخواند و پذيرفتند و آماده شدند تا با او به جنگ پيامبر آيند . چون خبر به رسول خدا ( ص ) رسيد ، بريدة بن حصيب اسلمى را به كسب خبر گسيل فرمود . و او به ديدار حارث آمد و با او گفتگو كرد و به حضور پيامبر بازگرديد و خبر آنان را باز گفت . و پيامبر ( ص ) مردم را فراخواند و شتابان بيرون آمدند و سى اسب هم داشتند كه ده اسب با مهاجران بود و بيست اسب با انصار . از منافقان نيز گروهى انبوه با پيامبر بيرون آمدند - و در هيچ غزوى آن همه از آنان حاضر نبودند . رسول خدا ( ص ) زيد بن حارثة را به نيابت خود بر مدينه بداشت و روز دو شنبه دوم شعبان از مدينه بيرون آمد ، و دو اسب نام يكى لزاز و نام ديگرى ظرب با آن حضرت بود . خبر حركت پيامبر ( ص ) به حارث بن ابى ضرار و ياران او رسيد و آگاه شدند جاسوسى كه براى كسب خبر از لشكر رسول خدا فرستادهاند به اسارت رفته كشته آمده است . حارث و ياران او از اين خبر سخت ناراحت شده ترسيدند . عربهايى هم كه با او بودند ، پراكنده شدند و پيامبر ( ص ) خود را به آب مريسيع رساند و براى آن حضرت كنار آب سراپرده زدند . و ام سلمه و عايشه نيز بودند . آنان آمادهء كارزار شدند . پيامبر ( ص ) ياران خود را به صف آراست و رايت مهاجران را به ابو بكر صدّيق و رايت انصار را به سعد بن
--> [ 1 ] . اين جنگ در برخى از كتب ديگر به صورت بنى المصطلق ثبت شده است ، مثلا ر ك : ابن هشام ، سيره ، ج 3 ، چاپ مصطفى السقاء ، مصر ، ص 302 ، و ابن اثير ، كامل التواريخ ، ج 2 ، چاپ بيروت ، 1965 ، ص 192 . - م . [ 2 ] . صورت ديگرى از كلمهء بنى المصطلق . اين گونه تلفظ متداول و معمول بوده است . - م .