ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
51
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) دفن كردند و روانش به بهشت خراميد . [ 1 ] خبر كشته شدن ياران پيامبر ( ص ) در بئر معونة همان شب رسيد كه خبر كشته شدن خبيب بن عدى و مرثد بن ابو مرثد و گروه محمد بن مسلمة نيز رسيده بود . و پيامبر فرمود : اين نتيجهء كار ابو براء است و من نمىخواستم اينان را گسيل كنم . و پس از نماز صبح بر قاتلان آنان نفرين كرده فرمود : بار پروردگارا بر مضر سخت بگير . خدايا سالهاى سختى چون قحط سال يوسف ( ع ) بر ايشان بياور ، خداوندا بنى لحيان و عضل و قاره را فروگير و زغب و رعل و ذكوان و عصيّة را ، كه از فرمان خدا و رسول او سرپيچيدند . پيامبر ( ص ) از بهر هيچ گروه از شهداء چندان دلتنگ نشد كه براى شهيدان جنگ بئر معونه ، و خداوند در حق ايشان نخست قرآن نازل فرمود و بعد آن آيه نسخ شد ، و چنين بود : « از ما به قوم ما برسانيد كه پروردگار خويش را ديديم ، از ما خشنود شد و ما از او خشنود شديم . » [ 2 ] و پيامبر ( ص ) گفت : خداوندا ، بنى عامر را هدايت فرماى و انتقام مرا از عامر بن طفيل بستان . عمرو بن اميّه پاى پياده چهار روزه خود را به مدينه رسانيد و چون به حدود قناة رسيد دو مرد از بنى كلاب را ديد كه از رسول خدا ( ص ) امان داشتند و او كه خبر نداشت هر دو تن را كشت . آن گاه به مدينه به حضور پيامبر ( ص ) در آمد و خبر كشته شدن اصحاب بئر معونه را داد . رسول خدا ( ص ) فرمود : از همهء آنان تنها تو باز آمدى ؟ ! و چون خبر كشتن آن دو تن را داد ، فرمود : بد كردى ، آنان در پناه و جوار من بودند ، اكنون بايد خون بهاى آن دو را بپردازم . و خون بهاى آن دو تن را براى قومشان فرستاد . محمد بن عبد اللّه انصارى از سعيد بن ابى عروبة ، از قتادة ، از انس بن مالك نقل مىكند كه * نمايندگان رعل و ذكوان و عصيّة و بنى لحيان به حضور رسول خدا ( ص ) آمده از آن حضرت براى تبليغ ميان قوم خود يارى خواستند و رسول خدا ( ص ) هفتاد تن از
--> [ 1 ] . عامر بن فهيره ، آزاد كردهء ابو بكر ، از پيشگامان مسلمانان است كه همراه رسول خدا و ابو بكر به مدينه هجرت كرد و در بدر و احد شركت جست و در چهل سالگى در بئر معونه شهيد شد . ر ك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 3 ، چاپ اسلاميه ، تهران ، بدون تاريخ ، ص 91 . - م . [ 2 ] . بايد توجه داشت كه اگر چنين آيهيى نازل شده و بعد نسخ گرديده است قاعدة مىبايست مثل موارد ديگرى كه مىگويند نسخ بوده است اصل آيه در قرآن باشد و اگر همچون آيهء زناى پيرمرد و پيرزن و برخى از ادعاهاى ديگر است ، غالب اين روايات از نظر مفسّران بزرگ مورد قبول نيست . براى اطّلاع بيشتر در مورد نسخ ر ك : خوئى ، حضرت آيت اللّه حاج سيّد ابو القاسم موسوى ، البيان فى تفسير القرآن ، چاپ نجف ، « مبحث نسخ » . - م .